<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مدیریت دولتی تطبیقی</title>
    <link>https://cpa.uma.ac.ir/</link>
    <description>مدیریت دولتی تطبیقی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 23 Aug 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 23 Aug 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تدوین چارچوب مفهومی خط‌مشی‌گذاری مسکن استطاعت‌پذیر در ایران با استفاده از رویکرد فراترکیب</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4428.html</link>
      <description>بحران جهانی مسکن، بخصوص برای گروه‌های کم‌درآمد که با افزایش هزینه‌ها، بی‌ثباتی ژئوپلیتیک، عرضه ناکافی، نابرابری‌های اجتماعی - فضایی و تغییرات اقلیمی فزاینده مواجه هستند، در حال تشدید است. مطالعات متعدد در کنار افزایش نابرابری مسکن بین ثروتمندان و فقرا در بازار مسکن ایران طی دو دهه گذشته بیانگر آن است که خط‌مشی‌های اجرایی شده در دولت‌های مختلف به منظور تأمین مسکن قابل‌استطاعت برای خانوارهای کم‌درآمد و کنترل فقر مسکن در کشور مؤثر واقع نشده است؛ بنابراین، در راستای ارائه تصویری نمایانگر از مؤلفه‌های در هم تنیدۀ تأثیرگذار بر خط‌مشی‌های مسکن استطاعت‌پذیر، هدف از پژوهش حاضر تدوین چارچوب مفهومی خط‌مشی‌گذاری مسکن استطاعت‌پذیر در ایران می‌باشد. این پژوهش مبتنی بر پارادایم برساخت‌گرایی - تفسیری، بر اساس هدف توسعه‌ای و از نظر ماهیت داده‌ها، کیفی است. به جهت استراتژی پژوهش از روش فراترکیب ۷ مرحله‌ای سندلوسکی و باروسو (۲۰۰۷)، استفاده گردیده است. شیوه تحلیل داده‌ها، تحلیل محتوای کیفی، ابزار گردآوری داده‌ها، اسناد و مدارک گذشته و جامعه پژوهش، شامل ۱۳۲۸ مقاله می‌باشد که طی سال‌های (۲۰۲۴-۲۰۱۲) / (۱۴۰۳-۱۳۹۱) در پایگاه‌های علمی معتبر داخلی و خارجی منتشر شده است.پس از بررسی مقالات و با استفاده از روش کسپ، در نهایت ۶۷ منبع گزینش و بر اساس نتایج مرور نظام‌مند با رویکرد فراترکیب، چارچوب مفهومی خط‌مشی‌گذاری مسکن استطاعت‌پذیر در ایران تدوین شد. در مجموع ۴ مقوله اصلی، ۱۰ مفهوم و ۲۹ کد (شاخص) شناسایی گردید. در نهایت چارچوب مفهومی تدوین شده، تصویری یکپارچه از مؤلفه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و اقلیمی تأثیرگذار بر خط‌مشی‌های مسکن استطاعت‌پذیر در ایران در اختیار خط‌مشی‌گذاران قرار می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوی حکمرانی الگوریتمی مسئولانه در سازمان های دولتی ایران</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4831.html</link>
      <description>زمینه و هدف: گسترش کاربرد هوش مصنوعی و سامانه‌های الگوریتمی در سازمان‌های دولتی، افزون بر افزایش کارایی و سرعت خدمات عمومی، پیامدهایی چون کاهش شفافیت، سوگیری داده‌ها، تضعیف پاسخگویی و خدشه‌دار شدن حقوق شهروندی را به همراه داشته است. نبود الگویی بومی برای حکمرانی الگوریتمی مسئولانه در بخش عمومی ایران، ضرورت پژوهش حاضر را رقم زده است. هدف اصلی، طراحی الگوی حکمرانی الگوریتمی مسئولانه در سازمان‌های دولتی ایران است.روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، کیفی و مبتنی بر نظریه‌ی داده‌بنیاد با رویکرد نظام‌مند اشتراوس و کوربین است. داده‌ها از راه مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۷ تن از خبرگان مدیریت دولتی، حکمرانی دیجیتال و هوش مصنوعی گردآوری شد. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و نظری انجام گرفت و تحلیل داده‌ها در سه مرحله‌ی کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت پذیرفت.یافته‌ها: مدل پارادایمی پژوهش نشان می‌دهد که تحقق حکمرانی الگوریتمی مسئولانه در سازمان‌های دولتی ایران، هشت مقوله‌ی اصلی را دربر می‌گیرد: الزامات نهادی و حکمرانی، زیرساخت داده و فناوری، شایستگی‌های مدیریتی، ابعاد حقوقی و اخلاقی، شفافیت و پاسخگویی، فرهنگ و مقاومت سازمانی، اعتماد عمومی، و پیامدهای حکمرانی الگوریتمی. مقوله‌ی محوری &amp;amp;laquo;نهادینه‌سازی حکمرانی الگوریتمی مسئولانه در نظام اداری دولت&amp;amp;raquo; شناسایی شد.نتیجه‌گیری: استقرار حکمرانی الگوریتمی مسئولانه نیازمند ترکیب ظرفیت نهادی، حکمرانی داده، تنظیم‌گری هوش مصنوعی و پاسخگویی الگوریتمی است. نوآوری مقاله، ارائه‌ی الگویی بومی و یکپارچه برای ایجاد نظام‌های هوشمند شفاف، عادلانه و پاسخگو در سازمان‌های دولتی ایران است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازکاوی انتقادی دو دهه سیاست‌گذاری آموزش‌وپرورش ایران تا افق 1404: رهیافتی در چارچوب‌های نظریات سیاست‌گذاری عمومی</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4213.html</link>
      <description>زمینه‌و‌هدف: این پژوهش با هدف شناسایی رخدادهای اثرگذار بر خط‌مشی‌های آموزش‌وپرورش ایران در دو دهه اخیر (۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴) انجام شده است. اهمیت این موضوع در آن است که طی این دوره، تغییرات مکرر سیاستی و چالش‌های متنوع، مانع تحقق کامل اهداف آموزشی گردیده است.روش‌شناسی: از نظر هدف، این پژوهش کیفی و تحلیلی&amp;amp;ndash;کاربردی است و از نظر گردآوری داده‌ها بر تحلیل اسنادی&amp;amp;ndash;تطبیقی تکیه دارد. نمونه‌ها به‌صورت هدفمند از اسناد بالادستی، گزارش‌های رسمی، اظهارات مسئولان و تحقیقات دانشگاهی انتخاب گردید. گردآوری داده‌ها از طریق مطالعه اسناد و استخراج گزاره‌های تحلیلی انجام شد و تحلیل داده‌ها با استفاده از محتوای کیفی هدایت‌شده و بر اساس چارچوب نظریه‌های سیاست‌گذاری و رویکرد تحلیلی صورت گرفت. به دلیل ماهیت سیاست‌محور داده‌ها، از دسته‌بندی هدایت‌شده مبتنی بر چارچوب نظری بهره گرفته شد.یافته‌ها: سیاست‌گذاری‌آموزشی ایران طی این دو دهه با شکاف عمیق میان تدوین و اجرا روبه‌رو بوده است. تصویب اسناد کلیدی مانند &amp;amp;laquo;سندتحول‌بنیادین&amp;amp;raquo; اگرچه انجام شد، اما محدودیت نهادی، تمرکزگرایی، کمبود منابع و ضعف پاسخگویی مانع تحقق اهداف شدند. تحلیل بر اساس مدل جریان‌های چندگانه اهمیت هم‌سویی مسئله، راه‌حل و اراده سیاسی را برجسته کرد؛ چارچوب ائتلاف‌مدافعان کشمکش جریان‌های سنت‌گرا و نوگرا را نمایان ساخت؛ و تحلیل‌نهادی آشکار نمود که بدون اصلاح ساختارها، مشارکت ذی‌نفعان و منابع پایدار، حتی سیاست‌های مترقی نیز به اجرا نخواهندنتیجه‌گیری: دلالت‌های سیاستی پژوهش بر ضرورت ایجاد ثبات سیاسی، نهادینه‌سازی مشارکت ذی‌نفعان و تأمین مالی پایدار تأکید دارند. در نتیجه، موفقیت آینده آموزش‌وپرورش نیازمند حکمرانی منسجم، رویکرد چندجانبه و پاسخگویی مستمر به تغییرات محیطی و اجتماعی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر بی‌نزاکتی در محیط کار بر رفتارهای انحرافی در محیط کار از طریق نقش میانجی تمایل به ترک شغل در اعضای هیات علمی دانشگاه‌ها(مقایسه دانشگاه‌های دولتی شهرکرد و آزاد اسلامی واحد شهرکرد)</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4217.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر بی‌نزاکتی در محیط کار بر رفتارهای انحرافی در محیط کار از طریق نقش میانجی تمایل به ترک شغل انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه‌های شهرکرد و دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد به تعداد 570 نفر تشکیل دادند که از طریق فرمول کوکران تعداد 330 نفر به عنوان نمونه از طریق روش نمونه‌گیری طبقه‌‌ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش‌نامه بی‌نزاکتی در محیط کار کورتینا و همکاران (2001)، پرسش‌نامه رفتارهای انحرافی در محیط کار بنت و رابینسون (2000) و پرسش‌نامه تمایل به ترک شغل لنگو و مورا ( 2011)بود که روایی پرسش‌نامه‌ها بر اساس روایی محتوایی، صوری و سازه مورد بررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تائید قرار گرفت و از سوی دیگرپایایی پرسش‌نامه‌ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 90/0 ، 92/0 و 90/0 برآورد شد و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد بی‌نزاکتی در محیط کار بر رفتارهای انحرافی در محیط کار تاثیر مثبت دارد که ضریب تاثیر آن 75/0 بود و تمایل به ترک شغل در رابطه بین بی‌نزاکتی در محیط کار با رفتارهای انحرافی در محیط کار، به عنوان متغیر میانجی ایفای نقش کرد و همچنین نتایج نشان داد متغیرهای پژوهش در دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد در سطح بالاتری از دانشگاه دولتی شهرکرد است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از پاروزنی تا خدمات رسانی: واکاوی رهیافت‌های نظری در تکوین نظریه دولت کارآفرین</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4555.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی نظریات کارآفرینی در دولت از منظر پارادایم‌های مختلف مدیریت دولتی انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع پژوهش‌های کیفی بوده و با استفاده از روش تحلیل اسناد و فرآیند تحلیل کریپندورف، مفاهیم و مطالعات مرتبط با کارآفرینی در دولت و نظام حکمرانی، بررسی شده و سپس با روش‌هاى مختلف استدلالی، تحلیل و نتایج حاصل شد. نتایج حاکی از آن است که نقش‌ها و کارکردهای کارآفرینی در پارادایم‌های مدیریت دولتی متفاوتی است. در پارادایم مدیریت دولتی سنتی، کارآفرینی کمترین نقش و جایگاه را دارد. این پارادایم، بیشتر بر جنبه‌های بهبود فرآیند و ارائه خدمات کارآ به شهروندان تاکید دارد و مدیریت دولتی، وظیفه طراحی و اجرای سیاست‌ها را بر عهده دارد (مدیریت دولتی به‌مثابه راندن و پارو زدن). در پارادایم مدیریت دولتی نوین، شهروندان به‌مثابه مشتریان نظام دولتی بوده و ایده اصلی آن، انتفاع و سود است و ملاک عمل بازیگران بخش دولتی، نفع شخصی می-باشد. لذا انگیزه‌های فردی بر انگیزه‌های عمومی اولویت داشته و مدیریت دولتی نقش هدایت و سکان‌داری را بر عهده دارد (مدیریت دولتی به‌مثابه هدایت و سکان‌داری). در پارادایم خدمات عمومی جدید، مردم به‌عنوان صاحب اصلی مدیریت دولتی بوده و تلاش حاکمیت، گفتمان‌سازی درباره ارزش‌های مشترک، مذاکره و تبادل منافع بین شهروندان و گروه‌های اجتماعی و خدمات‌رسانی با حداکثر مطلوبیت به شهروندانی است که آگاه و هوشمند هستند (مدیریت دولتی به‌مثابه خدمت‌رسان). لذا رویکرد مطلوب در مدیریت دولتی، پارادایم خدمات عمومی جدید است که کارآفرینی در آن با مشارکت شهروندان صورت می‌گیرد،</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جامعه شناختی موانع توسعه‌ی اقتصادی و اجتماعی استان اردبیل از منظر مدیران</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4189.html</link>
      <description>زمینه و هدف: هدف این پژوهش، تبیین موانع توسعه اقتصادی و اجتماعی استان اردبیل با استفاده از مطالعه کیفی و روش داده بنیاد بود.روش‌شناسی: داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با اساتید دانشگاه، مدیران ارشد استانی و خبرگان محلی جمع‌آوری و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند و روش نمونه گیری نیز کیفی- هدفمند بوده و مصاحبه با افراد نمونه تا اشباع نظری ادامه یافت.یافته‌ها: بر اساس مدل پارادایمی؛ ضعف در پیشران های توسعه، نبود کنش توسعه‌گرا وکم توجهی به منابع انسانی بعنوان شرایط علی، ضعف در کیفیت نهادی، شرایط فرهنگی استان، وضعیت اداری- مدیریتی و ضعف در سرمایه اجتماعی بعنوان شرایط مداخله گر، وضعیت طبیعی و شرایط سیاسی &amp;amp;ndash;تاریخی استان در شرایط زمینه ای طبقه بندی شده اند. نبود الگو و راهبرد توسعه‌ی استان مقوله هسته‌‌ای این مطالعه، سازگاری با شرایط، حمایت خواهی، تعارض و تناقض با شرایط و فهم تک بعدی از توسعه بعنوان تعامل یا راهبرد انتزاع گردید و تداوم توسعه نیافتگی اقتصادی-اجتماعی استان پیامد چنین کنش ها و واکنش‌ها می باشد. برای اعتبار سنجی مدل از شیوه 10 شاخص مقبولیت کوربین و استراوس و تحلیل عاملی تأییدی از طریق معادلات ساختاری اقدام گردید. مطابق میانگین نظر نمونه آمار، اعتبارسنجی مدل 51/4 از 5 به دست آمد که برابر 2/90% و از درجه‌ی اعتبار بسیار بالایی برخوردار است.نتیجه‌گیری: تداوم توسعه‌نیافتگی استان پیامد شرایط تعاملی مدل بوده و نیازمند بازنگری در ساختارهای مدیریتی، تقویت پیشران های توسعه، تدوین الگوی توسعه بومی می باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل علّی عوامل کلیدی اثرگذار بر بروز رفتارهای ناایمن در میان کارکنان صنایع ساخت‌وساز (یک مطالعه‌موردی)</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4219.html</link>
      <description>زمینه و هدف: با گسترش صنعت ساخت‌وساز و افزایش پیچیدگی پروژه‌ها، ایمنی نیروی کار به یکی از چالش‌های اصلی تبدیل شده است. رفتارهای ناایمن کارگران از مهم‌ترین عوامل بروز حوادث و آسیب‌ها محسوب می‌شود. این پژوهش با هدف شناسایی و ارزیابی عوامل کلیدی مؤثر بر این رفتارها در صنعت ساخت‌وساز انجام شده است.روش‌شناسی: این تحقیق کاربردی و توصیفی-پیمایشی، با استفاده از روش ترکیبی دلفی فازی-دیمتل، به جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها پرداخته است. جامعه آماری شامل کارشناسان و مدیران شرکت کولر هوایی آبان بوده که به روش نمونه‌گیری گلوله برفی انتخاب شدند.یافته‌ها: نتایج نشان داد که براساس تأثیر خالص (یعنی r-c)، مؤلفه‌های &amp;amp;laquo;نقض دستورالعمل‌های عملیاتی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تغییرات در تجهیزات فرآیندی&amp;amp;raquo;،&amp;amp;laquo;کمبود دانش ایمنی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ارتباط ضعیف میان مدیریت و کارگران&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عوامل روانی نامطلوب&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;خطای مهارتی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سیستم مدیریت تولید ایمنی نامناسب&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مدیریت نامناسب منابع انسانی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ضعف در آگاهی ایمنی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مدیریت نامطلوب تجهیزات&amp;amp;raquo; در گروه عوامل علّی (تأثیرگذار) قرار گرفتند. در مقابل، &amp;amp;laquo;فقدان بازخورد و تحلیل حوادث گذشته&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اعتماد به نفس کاذب یا غرور کاری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عدم مشارکت در آموزش‌های عملی ایمنی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عوامل فیزیولوژیکی نامطلوب&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;فقدان نظارت فعال و پیوسته&amp;amp;raquo; از جمله عوامل معلولی (تأثیرپذیر) محسوب شدند. همچنین، براساس اهمیت کل (یعنی r+c)، پنج عامل &amp;amp;laquo;عوامل روانی نامطلوب&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کمبود دانش ایمنی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تضادهای خانوادگی یا مشکلات شخصی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ارتباط ضعیف میان مدیریت و کارگران&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;عدم مشارکت در آموزش‌های عملی ایمنی&amp;amp;raquo; بیشترین اهمیت را در بین سایر مؤلفه‌ها کسب کردند.نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش می‌تواند به مدیران و کارشناسان صنعت ساخت‌وساز در شناسایی و تمرکز بر عوامل کلیدی پیشگیری از رفتارهای ناایمن کمک نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل دوسوتوانی مدیران میانی در سازمان‌های بروکراتیک حرفه ای</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4638.html</link>
      <description>هدف از این مطالعه ارائه مدل دوسوتوانی مدیران ‌میانی در سازمان‌های دولتی و بروکراتیک‌ حرفه‌ای است تا بتوانند بصورت همزمان بین میزان رسمیت و تاکید بر کارایی از سوی سازمان های مرکزی با با خواسته های محیطی و نیاز به تغییرات و نوآواری موازنه نمایند.. بدین منظور با استفاده از روش آمیخته کیفی- کمی، ابتدا از 18 نفر از خبرگان مصاحبه باز انجام شد و روایی و پایایی مولفه های بدست آمده با روش بازبینی و مشاهده مداوم و با شیوه شاخص دو کدگذار (89%) بررسی گردید. سپس در مرحله در تحلیل کمی، پرسشنامه تهیه شده از مولفه های مرحله اول، بین 370 نفر توزیع شد. داده‌های کمی با روش معادلات ‌ساختاری و با رویکرد حداقل مربعات‌ جزئی تجزیه ‌و تحلیل گردید. طبق نتایج بدست آمده، 250 کدباز، و 37 کدمحوری در قالب 6 مقوله ‌اصلی عوامل‌ علّی (ارتقای روابط ‌عمومی، انعطاف‌پذیری، محیط ‌رقابتی، توسعه ‌وظایف، بهره‌وری، تغییردیدگاه، ویژگی‌های‌ فردی، چشم‌انداز، ساختار سازمانی)، پدیده‌ محوری (اکتشاف، بهره‌برداری)، عوامل‌ زمینه‌ای (فرهنگ ‌سازمانی، توسعه تعاملات، مشوق‌های ‌مالی، مدیریت‌ کارآمد، تیم‌کاری، تسهیم ‌دانش)، عوامل مداخله‌گر (عوامل ‌فردی، سیستم‌ مدیریت، فرآیندهای‌ سازمان)، راهبردها (آموزش، انگیزش، برنامه‌ریزی‌ راهبردی، مرزگستری، یادگیری ‌سازمانی، مدیریت‌ استعداد، منابع‌ انسانی، حمایت‌ مالی، مدیریت اثربخش، سیاست‌گذاری) و پیامدها (تغییرساختار، سازگاری با محیط، خلاقیت، نوآوری، کارآفرینی، توسعه ‌سازمان، تغییر نگرش) قرار گرفتند که بصورت معنی دار شکل دهنده دوسوتوانی مدیران ‌میانی در سازمان‌های بروکراتیک‌حرفه‌ای بودند. نتایج این تحقیق می تواند به مدیران دستگاه‌های دولتی کمک نماید تا جهت توازن بین رسمیت و انعطاف سازمانی، بر ابعاد مختلف دوسوتوانی مدیران میانی تمرکز نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و رتبه بندی شاخص های حسابرسی عملکرد در نظام بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4312.html</link>
      <description>حسابرسی عملکرد و بودجه‌ریزی مبتنی بر عملکرد، ابزارهای ارزشمندی برای ارزیابی و ارتقاء کارایی و اثربخشی سازمان‌های دولتی محسوب می‌شوند. این رویکردها با تمرکز بر شاخص‌های کلیدی، امکان می‌دهند تا مدیران، حسابرسان و ذینفعان، عملکرد سازمان‌ها را به طور جامع درک نموده و تصمیم های آگاهانه اتخاذ نمایند. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و رتبه‌بندی شاخص‌های حسابرسی عملکرد در نظام بودجه‌ریزی مبتنی بر عملکرد بوده است. روش پژوهش، آمیخته (کیفی و کمی) با رویکرد اکتشافی بوده و در سال ۱۴۰۳ انجام شد. جامعه آماری شامل حسابداران بخش عمومی، حسابداران، مدیران مالی و اعضای هیئت‌علمی دانشگاه بود، که به صورت هدفمند، ۱۳ نفر به عنوان خبرگان انتخاب شدند. در بخش کمی، شاخص‌های حسابرسی عملکرد در نظام بودجه‌ریزی مبتنی بر عملکرد، طبق نظر خبرگان، با استفاده از آزمون فریدمن رتبه‌بندی گردید. طبق نتایج پژوهش، مؤلفه حسابرسی عملکرد با ۱۸ شاخص و مؤلفه بودجه‌ریزی مبتنی بر عملکرد با ۲۰ شاخص شناسایی شد. بر اساس آزمون فریدمن، در مؤلفه حسابرسی عملکرد، شاخص اثربخشی در رتبه اول، شاخص کارایی در رتبه دوم، شاخص صرفه اقتصادی در رتبه سوم، شاخص پاسخگویی عملیاتی در رتبه چهارم و شاخص حسابداری تعهدی در رتبه پنجم قرار گرفت. همچنین، در مؤلفه بودجه‌ریزی مبتنی بر عملکرد، شاخص اثربخشی در رتبه اول، شاخص افزایش کارایی در رتبه دوم، شاخص صرفه اقتصادی در رتبه سوم، شاخص بهبود عملکرد در رتبه چهارم و شاخص بهبود نظارت در رتبه پنجم قرار گرفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و تحلیل مسئولیت‌های اخلاقی دانشگاه‌ها در نظام آموزش عالی: طراحی الگوی مبتنی بر ذینفعان چندلایه</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4554.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل مسئولیت‌های اخلاقی دانشگاه‌ها در نظام آموزش عالی و طراحی الگوی مبتنی بر ذینفعان چندلایه است. روش پژوهش، تحلیل مضمون کیفی با رویکرد تفسیری بوده که در آن ۲۸ منبع معتبر شامل مقالات علمی ملی و بین‌المللی، کتب و اسناد بالادستی به‌صورت هدفمند انتخاب و تحلیل شدند. چارچوب نظری پژوهش بر تلفیق نظریه توسعه اخلاقی چهارمؤلفه‌ای رست (حساسیت، قضاوت، انگیزش و رفتار اخلاقی)، نظریه ذینفعان فریمن و نظریه‌های تکمیلی اخلاق مراقبتی نودینگز و توسعه حوزه‌ای توریل استوار است. اعتبارسنجی با ضریب کاپای ۰.۷۵ و روایی محتوایی بالای ۰.۸۵ تأیید شد. یافته‌ها نشان داد که مسئولیت‌های اخلاقی دانشگاه‌ها در پنج گروه ذینفع محوری قابل تبیین است: اساتید (الگوسازی اخلاقی، تربیت عاطفی، تقویت هوش اخلاقی)، دانشجویان (توسعه ویژگی‌های انسانی، احساس مسئولیت اجتماعی)، مشاوران (راهنمایی در تعارضات اخلاقی)، مدیران (اجرای کدهای اخلاقی، برنامه‌ریزی استراتژیک) و شهروندان (نهادینه‌سازی ارزش‌های اخلاقی). الگوی سه‌لایه‌ای پیشنهادی شامل لایه هسته‌ای (ماموریت اخلاقی)، لایه میانی (تعاملات ذینفعان) و لایه بیرونی (پیامدهای اجتماعی) است. نتایج نشان می‌دهد که مسئولیت‌پذیری اخلاقی دانشگاه‌ها فرآیندی نظام‌مند و تعاملی است که نیازمند همکاری چندجانبه ذینفعان و بازتعریف نقش دانشگاه از نهاد صرفاً آموزشی به کارگاه تربیت انسانی و تمدن‌سازی است. پژوهش حاضر راهکارهای عملیاتی در سطوح خرد، میانی و کلان ارائه می‌دهد و می‌تواند مبنایی برای بازنگری اسناد بالادستی، طراحی برنامه‌های درسی و تدوین منشورهای اخلاقی نهادهای آموزش عالی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر سرپرستی توهین‌آمیز بر شایعات سازمانی با نقش میانجی سه گانه تاریک شخصیت</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4218.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر سرپرستی توهین‌آمیز بر رفتار شایعات سازمانی از طریق سه‌گانه تاریک شخصیت انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه کارکنان دانشگاه‌های استان چهارمحال و بختیاری به تعداد 2200 نفر تشکیل دادند که از طریق جدول مورگان تعداد 327 نفر به عنوان نمونه از طریق روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌‌ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش‌نامه سرپرستی توهین‌آمیز تپر (2000)، پرسش‌نامه شایعات سازمانی هان و داگ ( 2018)و پرسش‌نامه سه‌گانه تاریک شخصیت جنیسون و ویستر، (2010)بود که روایی پرسش‌نامه‌ها بر اساس روایی محتوایی، صوری و سازه مورد بررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تائید قرار گرفت و از سوی دیگرپایایی پرسش‌نامه‌ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 92/0 ، 91/0 و 90/0 برآورد شد و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد سرپرستی توهین‌آمیز بر رفتار شایعات سازمانی تاثیر مثبت دارد که ضریب تاثیر آن 77/0 بود و سه‌گانه تاریک شخصیت در رابطه بین سرپرستی توهین‌آمیز بر رفتار شایعات سازمانی، به عنوان متغیر میانجی ایفای نقش کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده‌پژوهی اکتشافی و ترسیم سناریوهای فرهنگ سازمانی نوآورانه نظام اداری ایران</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4454.html</link>
      <description>شتاب تغییرات در حوزه‌های فناوری، اقتصاد، اجتماع و سیاست، ساختار و فرآیندهای حاکمیتی را دگرگون کرده و توان سازگاری نظام اداری را بیش از هر زمان به ظرفیت‌های نرم و انعطاف‌پذیر آن وابسته ساخته است. در این میان، فرهنگ سازمانی نوآورانه بعنوان نیرویی کلیدی، نقش مهمی در افزایش تاب‌آوری و توان انطباق نظام اداری در برابر عدم‌قطعیت‌ها و چالش‌های آینده ایفا می‌کند. هدف این پژوهش، طراحی و ترسیم سناریوهای آینده فرهنگ سازمانی نوآورانه در نظام اداری ایران است؛ سناریوهایی که مسیر روشن مدیریت تغییرات را فراهم آورده علاوه بر حفظ کارآمدی و پاسخ‌گویی حاکمیت، موجب ارتقای کیفیت خدمات عمومی، تقویت رفاه اجتماعی، توسعه اقتصادی و افزایش اعتماد عمومی می‌شوند.پژوهش حاضر با رویکرد آینده‌پژوهی اکتشافی،و مبتنی بر مدل شش‌مرحله‌ای شوارتز انجام شد. مرحله اول، با استفاده از روش دلفی و نظرات ۱۶ خبره، هفت عامل کلیدی الگوی فرهنگ سازمانی نوآورانه بر اساس معیارهای اهمیت و اجماع شناسایی و رتبه‌بندی گردید. مرحله دوم، تحلیل تأثیر&amp;amp;ndash;عدم‌قطعیت بر اساس مدل اعتبارسنجی‌شده انجام و دو عدم‌قطعیت حیاتی &amp;amp;laquo;تحول دیجیتال و توسعه زیرساخت‌های هوشمند&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;چشم‌انداز آینده‌نگر و نوآورانه&amp;amp;raquo; به‌عنوان محورهای اصلی سناریونویسی تعیین شدند. از ترکیب دو محور مذکور چهار سناریوی متمایز شکل گرفت: پیشرو نوآور، فناور بدون جهت، راهبرد پایدار و سردرگمی اداری. تحلیل‌ها نشان داد که رویکرد مطلوب، ترکیب مزایای سناریوی پیشرو نوآور(چابکی فناوری و انسجام راهبردی) با سناریوی راهبرد پایدار(مدیریت ریسک و استمرار کیفیت خدمات) است.پیاده‌سازی راهبرد ترکیبی می‌تواند بهره‌وری را ارتقا دهد، سرمایه اجتماعی را افزایش بخشد و جایگاه نظام اداری را به‌عنوان موتور محرک توسعه ملی تثبیت کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر شوخ طبعی تهاجمی رهبر بر سکوت هوشمندانه کارکنان با نقش میانجی بی اعتمادی سازمانی</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4460.html</link>
      <description>زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر شوخ طبعی تهاجمی رهبر بر سکوت هوشمندانه کارکنان با نقش میانجی بی اعتمادی سازمانی انجام پذیرفته است.روش‌شناسی: روش تحقیق در این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری شامل کارکنان برخی نهادهای دولتی در شهر ایلام، از جمله استانداری، شرکت آب و فاضلاب، و اداره‌کل امور مالیاتی می‌باشد که تعداد آن‌ها 1537 نفر گزارش شده است. برای تعیین حجم نمونه، از جدول کرجسی و مورگان بهره گرفته شد و در نهایت، 284 نفر از طریق روش نمونه‌گیری طبقه‌بندی‌شده انتخاب گردیدند. جهت سنجش متغیرهای اصلی پژوهش، از سه ابزار استاندارد استفاده شده است: پرسشنامه شوخ‌طبعی تهاجمی رهبری (هی و همکاران، 2024)، پرسشنامه سکوت هوشمندانه کارکنان (ون داین و همکاران، 2003)، و پرسشنامه بی‌اعتمادی سازمانی (آدامز و همکاران، 2016). به منظور تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری و نرم افزار SMART PLS استفاده شد.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد شوخ‌طبعی تهاجمی رهبر به‌طور مثبت و معنادار سکوت هوشمندانه کارکنان و بی‌اعتمادی سازمانی را افزایش می‌دهد. همچنین بی‌اعتمادی سازمانی خود به افزایش سکوت هوشمندانه منجر شده و نقش میانجی جزئی در این رابطه ایفا می‌کند.نتیجه‌گیری: شوخ‌طبعی تهاجمی رهبر می‌تواند به‌عنوان محرکی پنهان، از طریق تضعیف اعتماد، کارکنان را به سکوتی آگاهانه و استراتژیک سوق دهد .این پژوهش با تمرکز بر سکوت هوشمندانه و بی‌اعتمادی سازمانی، درک نوینی از پیامدهای منفی سبک‌های رهبری طنزآمیز در بستر سازمان‌های دولتی ایران ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>محیط زیست پروژه : یک الگوی حکمرانی مدیریت پروژه</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4311.html</link>
      <description>در سازمان های پیچیده و پویای امروزی، حکمرانی مدیریت پروژه به‌عنوان یک سازوکار کلیدی برای هدایت و کنترل پروژه‌ها، اهمیت فزاینده‌ای یافته است. در این مقاله، تلاش شده است تا با بهره‌گیری از یک رویکرد نظری، الزامات حکمرانی مدیریت پروژه سازمانی با الگوبرداری از استاندارد بین‌المللی مدیریت محیط‌زیستی ISO 14001:2015 استخراج و تبیین شود.ایده اصلی مقاله مبتنی بر شبیه‌سازی پروژه به‌ مانند یک موجود زنده است که همانند انسان برای عملکرد سالم، نیازمند الزامات ساختاری، رفتاری و فرایندی در محیط پیرامونی خود است. استاندارد ISO 14001، به‌دلیل ساختار سیستماتیک، تمرکز بر بهبود مستمر و مدیریت ریسک، به‌عنوان الگویی مناسب برای طراحی مدل حکمرانی پروژه انتخاب شده است. در این راستا، با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کیفی، بندها و الزامات ISO 14001 مورد بررسی قرار گرفت و برای هر یک از آن‌ها، یک الزام معادل در حوزه حکمرانی مدیریت پروژه پیشنهاد شد. این تطبیق، هم در قالب جدول و هم نمودار گرافیکی ارائه شده و سه مؤلفه اصلی حکمرانی شامل &amp;amp;laquo;ساختار و سازمان&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo; افراد و نقش‌ها&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;فرایندها و دستورالعمل‌ها&amp;amp;raquo; در مدل پیشنهادی مورد توجه قرار گرفته است.نتایج این پژوهش نظری نشان می‌دهد که استفاده از چارچوب‌های استاندارد مانند ISO 14001 می‌تواند به ارتقای انسجام در حکمرانی پروژه، شفاف‌سازی نقش‌ها، بهبود پاسخ‌گویی و افزایش پایداری در فرایندهای مدیریت پروژه کمک کند. در پایان نیز پیشنهادهایی برای کاربرد این مدل در سازمان‌ها و توسعه بیشتر آن در تحقیقات آتی ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تماتیک راهبردهای منابع انسانی در طراحی کارراهه شغلی مدیران شعب بانک صادرات</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4335.html</link>
      <description>زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل کارراهه شغلی روسای شعب بانک صادرات ایران در راستای استراتژی‌های منابع انسانی است.روش‌شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به‌صورت کیفـی بـا بـه‌کـارگیری روش تحلیـل مضمون و با استفاده از رویکرد متوالی اکتشافی انجام شـد. داده‌ها با استفاده از روش‌های مطالعات کتابخانه‌ای، اسنادی و میدانی جمع‌آوری شدند. در بخش شناسایی نوع استراتژی‌های منابع انسانی، داده‌ها از مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی استخراج گردید و برای شناسایی کارراهه شغلی روسای شعب، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۶ نفر از خبرگان حوزه شامل اساتید دانشگاهی، کارشناسان منابع انسانی و مدیران عالی بانک صادرات به روش نمونه‌گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. تجزیـه وتحلیـل اطلاعـات بـا استفاده از روش کدگذاری و بـه‌کـارگیری نـرم افـزار مکس‌کیودا انجام شد. روایی و پایایی داده‌ها از طریق بررسی دقیق مصاحبه‌ها تضمین گردید. یافته‌ها: در فرایند کدگذاری باز ۲۰۲ کد و کدگذاری محوری ۸۹ کد استخراج گردید. این کدها در قالب سه مضمون اصلی &amp;amp;laquo;الگوی وفاداری سازمانی و توسعه درون‌زا&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;الگوی شایستگی‌محور و تعهد حرفه‌ای&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;الگوی کارراهه مبتنی بر قرارداد و پروژه&amp;amp;raquo; و ۲۵ مضمون فرعی دسته‌بندی شدند.نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش می‌تواند مبنایی برای بهبود استراتژی‌های منابع انسانی و توسعه مسیرهای شغلی مدیران در بانک صادرات ایران باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی عوامل اثرگذار بر آموزش مبتنی بردانش‌بنیان با رویکرد فراترکیب</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4422.html</link>
      <description>چکیدهزمینه و هدف: شرکت‌های دانش‌بنیان، نقش کلیدی در توسعۀ همه‌جانبۀ کشور با رویکرد دانش‌محور، توسعۀ اقتصادی و تجاری‌سازی نتایج تحقیق و توسعه ایفا می‌کنند. هدف از این پژوهش، واکاوی عوامل اثرگذار بر آموزش مبتنی بر دانش‌بنیان با استفاده از رویکرد فراترکیب است.روش‌شناسی: پژوهش حاضر از نوع کیفی با رویکرد فراترکیب (Meta-synthesis) انجام شده است. برای این منظور، 49 مقاله باکیفیت در بازه زمانی سال‌های 2004 تا 2021 و 1388 تا 1400 شناسایی شد. فرآیند کار شامل استخراج مفاهیم و موضوعات کلیدی از مقالات بود که در نهایت منجر به شناسایی و بررسی عوامل مؤثر بر آموزش مبتنی بر دانش‌بنیان در قالب 3 عامل اصلی شد.یافته‌ها: دستاوردهای پژوهش، شناسایی و طبقه‌بندی عوامل اثرگذار بر آموزش مبتنی بر دانش‌بنیان را نشان می‌دهد. این عوامل در سه دسته اصلی سازماندهی شده‌اند که شامل دستۀ نوآوران دانش‌بنیان )مانند شرکت‌های نوپا، شرکت‌های کوچک و متوسط و شرکت‌های زایشی( و دستۀ ارائه‌دهندگان (بخش‌های دیگری که در متن موجود هستند) و یک دستۀ اصلی دیگر هستند که در مجموع، چارچوبی جامع از عوامل اثرگذار را ارائه می‌کنند.نتیجه‌گیری: نتیجه‌گیری اصلی حاکی از آن است که آموزش مؤثر و توسعه‌ای در شرکت‌های دانش‌بنیان تابعی از ارتباط متقابل و تأثیر سه عامل اصلی شناسایی‌شده (نوآوران دانش‌بنیان، ارائه‌دهندگان و عامل سوم) است. این تحقیق با ارائه یک چارچوب مفهومی فراترکیبی، زمینۀ تدوین سیاست‌ها و برنامه‌های آموزشی هدفمند و متناسب با نیازهای شرکت‌های مستقر در پارک‌های علم و فناوری را فراهم می‌سازد که می‌تواند به توسعۀ عدالت و افزایش ثروت در جامعه از طریق نوآوری کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی امکان سنجی استقرار و پیاده سازی بیمه هوشمند؛ رویکرد فراترکیب</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4429.html</link>
      <description>این پژوهش باهدف ارائه الگویی جامع برای امکان‌سنجی و پیاده‌سازی بیمه‌گری هوشمند در شرکت بیمه دانا، با استفاده از روش فراترکیب و سپس آزمون میانگین یک جامعه انجام‌شده است. در بخش فراترکیب جامعه پژوهش شامل مقالات علمی مرتبط با بیمه هوشمند است. جستجوی سیستماتیک در پایگاه‌های داده معتبر صورت گرفت و از میان 126 مقاله اولیه، پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، 56 مقاله نهایی انتخاب و با استفاده از کدگذاری باز و تحلیل محتوای کیفی بررسی شدند. یافته‌ها به شناسایی 12 مقوله اصلی منجر شد: فناوری و ابزارهای هوشمند، زیرساخت‌های فناوری اطلاعات، قوانین و مقررات، فرهنگ و تغییرات سازمانی، فرآیندهای بیمه‌گری، تجربه مشتری و خدمات، ارزیابی ریسک و پیش‌بینی خسارات، همکاری و تعاملات بین سازمانی، تحلیل داده و تصمیم‌گیری، بازاریابی و فروش، عوامل راهبردی پیاده‌سازی، و عوامل سازمانی بیمه‌ای. این مقوله‌ها چالش‌های کلیدی نظیر ضعف زیرساخت‌های ارتباطی، کمبود نیروی انسانی متخصص، مقاومت فرهنگی، و موانع حقوقی و نظارتی را برجسته می‌کنند. در بخش کمی نیز از ابزار پرسشنامه محقق ساخته و نظرسنجی از 256 نفر از کارشناسان و مدیران شرکت بیمه دانا استان‌های سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی به‌صورت تصادفی استفاده گردید. در این بخش به‌منظور بررسی روایی از روش روایی محتوا و در بخش پایایی از ضریب آلفای کرون باخ استفاده گردید. نتایج این پژوهش الگویی ارائه می‌دهد که می‌تواند به‌عنوان راهنمایی برای شرکت‌های بیمه در راستای استقرار موفق بیمه‌گری هوشمند، به‌ویژه در مناطق با محدودیت‌های زیرساختی، مورداستفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و تحلیل تطبیقی مدیریت گردشگری پایدار در روستاهای ماسوله</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4459.html</link>
      <description>زمینه و هدف: گردشگری به عنوان یکی از پویاترین صنایع جهانی، نقش حیاتی در رشد اقتصادی و اشتغال کشورها دارد. شهر ماسوله با معماری پلکانی، بافت سنتی و جاذبه‌های فرهنگی و تاریخی، نمونه‌ای موفق از بهره‌گیری از گردشگری برای توسعه محلی است. هدف این پژوهش، بررسی نقش گردشگری در توسعه پایدار و چندبُعدی ماسوله و تحلیل اثرات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن بر جامعه محلی با رویکرد تطبیقی مدیریت گردشگری است.روش‌شناسی: این مطالعه از نوع روش کیفی و با رویکرد تحلیل مضمون انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌ با ساکنان، فعالان گردشگری و ذینفعان محلی جمع‌آوری گردید و در چهار مقوله اصلی دسته‌بندی شد: معیشت‌زایی گردشگری و اقتصادِ بوم‌پایدار؛ تحول‌زیستی اجتماعی&amp;amp;ndash;فرهنگی در جوامع میزبان گردشگری؛ تاب‌آوری زیست‌محیطی و مدیریت فشار توریسم؛ مدیریت تطبیقی مقصد و معماری مشارکتی توسعه پایدار.یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد گردشگری موجب ارتقای رفاه اقتصادی، گسترش بازارهای محلی و ایجاد فرصت‌های شغلی به ویژه برای زنان شده است. در بعد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، تعلق به مکان و آگاهی زیست‌محیطی افزایش یافته است، هرچند چالش‌هایی همچون ناهنجاری‌های فرهنگی و مهاجرت نیز مشاهده شد. توسعه گردشگری همچنین به حفظ سرزندگی اجتماعی و تداوم اقامت ساکنان کمک کرده است.نتیجه‌گیری: پژوهش نشان می‌دهد مدیریت تطبیقی گردشگری پایدار که مبتنی بر مشارکت مردمی و حفظ هویت فرهنگی و محیط‌زیستی باشد، می‌تواند فرصت‌های اقتصادی و اجتماعی را همزمان ارتقا دهد و توسعه محلی را تثبیت کند. این مطالعه به سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان محلی توصیه می‌کند که رویکردی جامع و مشارکت‌محور برای توسعه گردشگری و مدیریت پایدار روستاهای تاریخی اتخاذ کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعتبارسنجی تجربی الگوی پرداخت مبتنی بر شایستگی در صنعت بانکداری ایران: مطالعه موردی بانک ملت -1404</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4512.html</link>
      <description>زمینه و هدف:پرداخت به کارکنان شایسته و ارائه یک الگوی جامع متناسب با آن،همواره به‌عنوان یکی از دغدغه‌های مهم مدیران مطرح بوده است.هدف این پژوهش، اعتبارسنجی تجربی الگوی پرداخت مبتنی بر شایستگی و اولویت‌بندی ابعاد و مؤلفه‌های آن در بانک ملت می‌باشد.روش‌شناسی:پژوهش حاضر از لحاظ هدف،کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، توصیفی و پیمایشی بوده است.جامعه آماری این پژوهش،کارشناسان و مدیران منابع انسانی بانک ملت می‌باشد.ابزار جمع‌آوری اطلاعات جهت اعتبارسنجی،پرسش‌نامه محقق ساخته منتج از الگوی پرداخت مبتنی بر شایستگی شامل43 سنجه در9 زیر محور و5 بعد(شایستگی پایه‌ای،شایستگی تخصصی،شایستگی سازمانی،امتیاز و منابع مالی)در مقیاس پنج‌درجه‌ای لیکرت و برای اولویت‌بندی ابعاد و مؤلفه‌ها،پرسش‌نامه زوجی بود.برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار مدل‌یابی معادلات ساختاری(Smart PLS)و نرم‌افزار تکنیک بهترین&amp;amp;ndash;بدترین (Lingo) استفاده شده است.یافته‌ها:نتایج نشان داد که تمامی مضامین الگو،دارای روایی محتوایی قابل‌قبول بودند و پایایی ترکیبی(CR)در تمامی مؤلفه‌ها بیشتر از 70/0 و میانگین واریانس استخراج شده(AVE)بیشتر از 50/0 بود.همچنین شاخص های برازش نظیر NFI برابر با 850/0 و SRMR برابر 079/0 بوده و موید پذیرش مدل در سطح قابل قبول می باشد.بارهای عاملی استاندارد شده در تمامی مسیرها معنادار و در دامنه 461/0 تا 920/0 بودند که بیانگر برازش مناسب الگوی مفهومی با داده های تجربی بوده و می تواند به عنوان چارچوبی مناسب برای پرداخت مبتنی بر شایستگی در صنعت بانکداری مورد استفاده قرار گیرد.نتایج رتبه بندی نشان داد که در بین ابعاد، شایستگی تخصصی (با وزن 3529/0) با اهمیت ترین معیار و در بین مولفه ها، مهارت ادراکی (با وزن 1178/0) با اهمیت ترین زیرمعیار در الگوی پرداخت می باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تطبیقی رازداری سازمانی در صنایع فناوری اطلاعات و سلامت ایران: مطالعه‌ای بر اساس الگوی قانون‌گذاری، اجرا و نظارت</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4518.html</link>
      <description>زمینه و هدف: رازداری سازمانی به عنوان یک مزیت رقابتی در سازمان به شمار می‌رود. این پژوهش به بررسی و مقایسه تطبیقی رویکردها، چالش‌ها و اثربخشی رازداری سازمانی در دو صنعت کلیدی ایران، یعنی فناوری اطلاعات (IT) و نظام سلامت، می‌پردازد. روش‌شناسی: پژوهش حاضر از نوع کیفی، و در سطح اکتشافی بوده و با روش مطالعه تطبیقی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل کلیه قوانین و مقررات بالادستی،گزارش‌های رسمی نهادهای ناظر، و متخصصان و مدیران ارشد از سازمان‌های منتخب در هر دو صنعت است. نمونه‌گیری نیز با استفاده از روش غیراحتمالی هدفمند، صورت گرفت. داده‌های پژوهش نیز از طریق مطالعه کتابخانه‌ای و مصاحبه گردآوری گردید. در نهایت با بهره گیری ازالگوی مطالعه تطبیقی جورج بِرِدی و از طریق تحلیل محتوا، به شناسایی و تحلیل تفاوت‌ها و شباهت‌های موجود در بستر قانونی، سازوکارهای نظارتی و فرایندهای اجرایی حفاظت از داده‌ها در این دو صنعت پرداخته شد.یافته‌ها: یافته‌های اصلی، تفاوت معناداری در سطح بلوغ رازداری سازمانی میان دو صنعت نشان داد. صنعت سلامت دارای چارچوب تخصصی و یکپارچه است؛ قانون‌گذاری آن متمرکز بر حفاظت از داده‌های بیماران است، نظارت آن سخت‌گیرانه (توسط وزارت بهداشت)، و اجرای آن شدید و اجباری است. در مقابل، صنعت IT فاقد قانون‌گذاری تخصصی کافی بوده، نظارت بر انطباق آن پراکنده است، و اجرای آن معمولاً ضعیف و متغیر بوده و بیشتر به انگیزه‌های شهرت سازمانی وابسته است.نتیجه‌گیری: در نهایت، این پژوهش با ارائه تصویری مقایسه‌ای، پیشنهاداتی را برای بهبود سیاست‌گذاری‌ها، تقویت سازوکارهای نظارتی و ارتقاء فرهنگ حفاظت از داده در هر دو صنعت ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چیستی استعداد از منظر مدیریت و سازمان: مرور نظام‌مند و تحلیل مفهومی ادبیات پژوهش</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4552.html</link>
      <description>زمینه و هدف: مدیریت استعداد به‌عنوان یکی از رویکردهای نوین و راهبردی در مدیریت منابع‌انسانی، طی دو دهه اخیر در کانون توجه سازمان‌ها، به‌ویژه نهادهای دولتی و عمومی قرار گرفته‌است. با وجود گسترش ادبیات این حوزه، ابهام در چیستی مفهوم "استعداد" به‌عنوان هسته مرکزی پارادایم مدیریت استعداد همچنان چالشی اساسی محسوب می‌شود. هدف این پژوهش، مرور نظام‌مند و تحلیل مفهومی ادبیات موجود به‌منظور تبیین مفهوم استعداد و ارائه گونه‌شناسی نوینی از استعداد سازمانی، با تأکید بر کاربرد آن در مدیریت و سازمان‌های دولتی است.روش‌شناسی: این پژوهش از منظر فلسفی تفسیری و از نوع مرور نظام‌مند ادبیات است که در آن مقالات مرتبط با موضوع طی سال‌های 2001 تا 2024 بر اساس دستورالعمل شش‌مرحله‌ای بکینگهام بررسی شده‌اند. داده‌ها از پایگاه‌های علمی معتبراستخراج شده و با بهره‌گیری از تکنیک تحلیل تم و نرم‌افزار MAXQDA نسخه 2020 تحلیل گردیده‌اند. برای اطمینان از کیفیت و روایی یافته‌ها از رویکرد مهارت‌های ارزیابی حیاتی، ضریب کاپای کوهن و شاخص‌های اعتباربخشی گوبا و لینکلن استفاده شده‌است.یافته‌ها و نتیجه‌گیری: هنوز توافقی جامع درباره تعریف مفهوم استعداد وجود ندارد؛ بااین‌حال، تحلیل تم‌ها نشانگر آن است که "عملکرد بالا" و "پتانسیل بالا" دو مؤلفه‌ی بنیادین در بیشتر تعاریف استعداد محسوب می‌شوند. این پژوهش با تلفیق دیدگاه‌های پراکنده و شناسایی الگوهای مفهومی پنهان در ادبیات، گونه‌شناسی نوینی از مفهوم استعداد سازمانی ارائه نموده‌است. نوآوری پژوهش در این است که با ترکیب رویکردهای تحلیل مفهومی و مرور نظام‌مند، چارچوبی تلفیقی برای درک چیستی استعداد در بستر سازمان‌های دولتی پیشنهاد شده‌است. همچنین در این پژوهش گونه‌شناسی نوینی از استعداد ارائه شده‌است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل ساختاری-تفسیری اقدامات سازمان آموزش و پرورش برای توسعه فعالیتهای دانش بنیان با رویکرد رهیاری مدیران</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4556.html</link>
      <description>زمینه و هدف: این پژوهش با اتکا برمبانی نظری&amp;amp;laquo;توسعه سرمایه انسانی&amp;amp;raquo;و&amp;amp;laquo;رهیاری سازمانی&amp;amp;raquo;، به طراحی الگویی می‌پردازد که نشان می‌دهد چگونه می‌توان درعصر اقتصاد دانش‌بنیان با محوریت نقش مدیران درهیأت&amp;amp;laquo;رهیاری&amp;amp;raquo; اقدامات آموزش و پرورش را با توسعه شرکت‌های دانش ‌بنیان همسو نمود.روش‌شناسی:این پژوهش ازحیث روش، از نوع‌ کیفی-کمی بوده است و درآن به جهت نمونه‌گیری از روش هدفمند استفاده گردید. فاز اول روش تحقیق از حیث کیفی، بر مبنای مصاحبه بوده و در آن از نظرات35 تن ازخبرگان و متخصصان حوزه رهیاری و دانش‌بنیان استفاده شده است. مصاحبه‌ها بصورت نیمه ساختاریافته انجام شده و سپس محتوای مصاحبه‌ها به جهت کدگذاری و مقوله‌بندی محتوا مورد بررسی محققان قرارگرفت. درفاز دوم ازحیث کمی، با مدلسازی ساختاری- تفسیری، روابط میان مؤلفه‌ها مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. یافته‌ها: ازمجموع35 مصاحبه‌ای که انجام شد، درابتدا 134کد و 44 زیرمقوله استخراج گردید وسپس با تحلیل این کدها و زیرمقوله‌ها، نهایتاً 18مقوله اصلی استخراج گردید. درگام بعدی، جهت برقراری ارتباط مفهومی میان مقوله‌های شناسایی شده آنها را درهفت سطح طبقه بندی نمودیم.نتیجه‌گیری: نتایج تحقیق نشان داد، نقش رهیاری مدیران به عنوان مؤلفه‌ای کلیدی و با قدرت قادر است به عنوان محرک اصلی سایر اقدامات سازمان آموزش و پرورش را برای ایجاد پیوندی پایدار و اثرگذار با اکوسیستم شرکت‌های دانش‌بنیان سامان دهد</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی جامع خدمات هوشمند با روش الگوبرداری: رویکردی نظری در خط‌مشی‌گذاری عمومی</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4557.html</link>
      <description>هدف و زمینه: هدف این پژوهش ارائه یک مدل جامع خدمات هوشمند در حوزه خط‌مشی‌گذاری عمومی با قابلیت الگوبرداری و تطبیق برای شرایط ایران است. این مدل می‌تواند به سیاست‌گذاران کمک کند تا تصمیمات داده‌محور، مشارکتی و یادگیرنده اتخاذ کنند و فرآیندهای خط‌مشی‌گذاری را بهبود بخشند.روش‌شناسی: پژوهش حاضر از نوع نظری ـ توسعه‌ای است و بر پایه روش الگوبرداری مفهومی طراحی شده است. در مرحله نخست، ۱۵ کشور و منطقه با تجارب موفق در خدمات دیجیتال شناسایی شدند که معیار انتخاب آن‌ها شامل سطح پیشرفت دیجیتال و دولت الکترونیک، مستند بودن تجارب، تنوع ساختار حکمرانی و قابلیت الگوبرداری برای ایران بود. در مرحله بعد، پنج کشور و منطقه نهایی شامل استونی، سنگاپور، کره جنوبی، اتحادیه اروپا و چین انتخاب شدند. این کشورها تجربه موفق در خط‌مشی خدمات هوشمند، مستندات قابل دسترس و ساختارهای نهادی و فناورانه متنوع داشتند که امکان استخراج مؤلفه‌های عمومی و تطبیقی را فراهم می‌کرد. مراحل پژوهش شامل شناسایی الگوهای موفق، استخراج ابعاد کلیدی خط‌مشی، تحلیل تطبیقی مؤلفه‌ها و بازسازی مفهومی مدل جامع بود. اعتبار مدل بر اساس انسجام نظری، تحلیل تطبیقی بین‌المللی و قابلیت تطبیق با بستر نهادی، اجتماعی و فناوری ایران ارزیابی شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش ارزش‌های حرفه‌ای مدیران دولتی در کارآمدی سازمان‌های دولتی: مطالعه کمی با استفاده از مدل PLS</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4562.html</link>
      <description>چکیده زمینه و هدف: ارزش‌های حرفه‌ای مدیران دولتی به‌ عنوان یکی از مؤلفه‌های بنیادین در ارتقای کارآمدی سازمان ها شناخته می‌شوند. در سازمان‌های اسلامی، این ارزش‌ها نه تنها بر مبنای اصول اخلاقی و حرفه‌ای بلکه بر اساس کارآمدی سازمان همچون عدالت، امانت‌داری، مسئولیت‌پذیری و خدمت به جامعه شکل می‌گیرند. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش ارزش‌های حرفه‌ای در کارآمدی سازمانی با رویکردکارآمدی سازمان ها و تحلیل روابط میان متغیرها با استفاده از مدل معادلات ساختاری مبتنی بر روش حداقل مربعات جزئی (PLS) است.روش‌کار: این مطالعه به‌صورت کمی و پیمایشی انجام شد. جامعه آماری شامل کارکنان سازمان‌های دولتی و خصوصی منتخب بود و نمونه‌گیری به روش تصادفی طبقه‌ای صورت گرفت. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه استاندارد ارزش‌های حرفه‌ای و کارآمدی سازمانی با تعدیلات مبتنی برکارآمدی سازمان ها بود. داده‌ها با نرم‌افزار SmartPLS تحلیل شدند و اعتبار سازه‌ها از طریق روایی همگرا و پایایی ترکیبی مورد تأیید قرار گرفت.یافته‌ها: نتایج نشان داد ارزش‌های حرفه‌ای مدیران دولتی تأثیر مثبت و معناداری بر کارآمدی سازمان ها دارند. مؤلفه‌های عدالت سازمانی، صداقت و امانت‌داری بیشترین اثرگذاری را بر شاخص‌های کارآمدی از جمله بهره‌وری، رضایت شغلی و انسجام سازمانی داشتند. همچنین مدل PLS توانست روابط میان متغیرها را با برازش مناسب تأیید کند.نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر بیانگر آن است که ادغام ارزش‌های حرفه‌ای مدیران دولتی باکارآمدی سازمان ها می‌تواند به‌عنوان راهبردی مؤثر در ارتقای کارآمدی سازمان ها مورد استفاده قرار گیرد. توجه به این ارزش‌ها نه تنها موجب بهبود عملکرد سازمانی می‌شود بلکه زمینه‌ساز توسعه پایدار و افزایش سرمایه اجتماعی در محیط‌های کاری خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل سیاستگذاری مشارکتی در تدوین آیین نامه های دولتی ایران</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4563.html</link>
      <description>زمینه و هدف:تدوین اثربخش مقررات دولتی مستلزم مشارکت ساختاریافته ذی‌نفعان است؛ زیرا فقدان مشارکت می‌تواند کیفیت، جامعیت و مشروعیت مقررات را کاهش دهد. هدف این پژوهش شناسایی ابعاد و شاخص‌های تدوین مشارکتی مقررات دولتی در ایران و ارائه یک مدل عملیاتی مرحله‌بندی‌شده است.روش‌شناسی:این پژوهش از نوع کیفی و طراحی‌محور است که با انجام ۱۶ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با خبرگان حوزه سیاست‌گذاری و تدوین مقررات انجام شده است. داده‌ها با استفاده از تحلیل مضمون و از طریق کدگذاری باز و محوری تحلیل شدند. به‌منظور اطمینان از استحکام پژوهش، روایی محتوا (نسبت روایی محتوا CVR و شاخص روایی محتوا CVI) و پایایی بین‌کدگذاران مورد ارزیابی قرار گرفت.یافته‌ها:نتایج تحلیل نشان‌دهنده شناسایی پنج مضمون سازمان‌دهنده و شانزده زیرمضمون است که چرخه تدوین مقررات را به‌صورت مشارکتی و مرحله‌بندی‌شده تبیین می‌کنند. این مضامین مراحل تدوین، تحلیل سیاستی، رسمی‌سازی و ابلاغ، هماهنگ‌سازی، و پایش سیاست و یادگیری را دربر می‌گیرند. مشارکت ساختاریافته ذی‌نفعان در هر یک از این مراحل موجب ارتقای کیفیت مقررات، انسجام، انطباق قانونی و کاهش تعارضات اجرایی می‌شود.نتیجه‌گیری:مدل پیشنهادی، یک چارچوب عملیاتی مرحله‌ای برای سیاست‌گذاری مشارکتی ارائه می‌دهد که نهادینه‌سازی مشارکت ذی‌نفعان را در مراحل تدوین، تحلیل، رسمی‌سازی، هماهنگ‌سازی و پایش مقررات امکان‌پذیر می‌سازد. این رویکرد با بهبود کیفیت مقررات، تقویت یادگیری سازمانی و ایجاد بازخورد مستمر، مبنایی عملی برای بازطراحی فرایندهای اجرایی در سازمان‌های دولتی فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحول بوروکراسی در ایران با الهام از الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت: چارچوبی مفهومی و راهبردی</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4564.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تحلیل و طراحی الگوی بوروکراسی کارآمد مبتنی بر رویکرد ایرانی-اسلامی پیشرفت انجام شده است. در این مطالعه کیفی، با استفاده از روش تحلیل مضمون و انجام مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با صاحب‌نظران حوزه مدیریت دولتی و الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت، ابعاد مختلف کارآمدی بوروکراسی در ایران شناسایی شد. یافته‌ها نشان داد که تحقق بوروکراسی کارآمد مستلزم حکمرانی متعالی با ساختار چابک، عدالت‌محوری، شفافیت، پاسخ‌گویی و مشروعیت در سطوح مختلف سازمانی است. همچنین، انسجام فرهنگی و هویت بومی سازمانی، مدیریت جهادی و سرمایه انسانی شایسته از مهم‌ترین مؤلفه‌های موفقیت بوروکراسی در چارچوب الگوی ایرانی-اسلامی پیشرفت است. این عوامل در کنار هم، می‌توانند زمینه‌ساز تحولی اساسی در نظام اداری کشور بوده و موجب ارتقای کیفیت خدمات، افزایش رضایت عمومی و تحقق عدالت اجتماعی گردند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بوروکراسی کارآمد در نظام اداری ایران فراتر از چارچوب‌های سنتی، باید متکی بر ارزش‌های عدالت، معنویت، مسئولیت‌پذیری، شفافیت، مشارکت‌پذیری و مدیریت جهادی باشد. این مؤلفه‌ها نه تنها زمینه‌ساز افزایش اثربخشی و بهره‌وری سازمانی هستند، بلکه باعث ارتقای رضایت اجتماعی و اعتماد عمومی نیز می‌شوند. همچنین، انسجام سازمانی و تقویت فرهنگ نهادی مبتنی بر مبانی اسلامی-ایرانی، به عنوان زیربنای مستحکم برای اصلاح ساختاری و رفتاری نظام بوروکراسی مطرح شده است. این الگو می‌تواند به عنوان چارچوبی جامع، راهبردی و عملیاتی برای ارتقای کارآمدی و پیشرفت سازمان‌های دولتی ایران در مسیر توسعه پایدار و اسلامی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازطراحی حکمرانی خوب با محوریت سرمایه اجتماعی</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4578.html</link>
      <description>چکیدههدف و زمینه: حکمرانی خوب مبتنی بر سرمایه اجتماعی، یکی از مؤلفه‌های کلیدی توسعه پایدار و ارتقای اعتماد اجتماعی است. در ایران، چالش‌های متعددی در زمینه تحقق حکمرانی شفاف، عادلانه و مشارکتی وجود دارد که نیازمند تبیین چارچوبی منسجم و عملیاتی است. این پژوهش با هدف ارائه یک مدل حکمرانی خوب مبتنی بر سرمایه اجتماعی انجام شد تا ابعاد نظری و عملی این مفهوم را در بستر ایرانی-اسلامی تحلیل و تشریح نماید.روش‌شناسی: این تحقیق از نوع کیفی با رویکرد تحلیل مضمون است. داده‌ها از طریق 12 مصاحبه عمیق و ساختاریافته با صاحب‌نظران و خبرگان حوزه حکمرانی و سرمایه اجتماعی گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام گرفت و هفت مضمون فراگیر شامل حکمرانی مشارکتی، شفافیت و پاسخگویی، عدالت اجتماعی، توسعه ظرفیت حکمرانی، اعتماد اجتماعی، حکمرانی هوشمند و انسجام نهادی استخراج گردید.یافته‌ها: تحلیل یافته‌ها نشان داد حکمرانی خوب مبتنی بر سرمایه اجتماعی نیازمند رویکردی جامع و هم‌افزا است که مشارکت فعال شهروندان، شفافیت و پاسخگویی، عدالت اجتماعی، توسعه ظرفیت نهادی، ارتقای اعتماد، بهره‌گیری هوشمند از داده‌ها و انسجام نهادی را به‌طور همزمان در بر گیرد. هر یک از این ابعاد به‌عنوان ستون‌های اساسی حکمرانی خوب شناخته شده و هم‌افزایی آن‌ها زمینه‌ساز تحقق حکمرانی پایدار و اثربخش خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوی مطلوب حکمرانی هوشمند در مقاصد گردشگری مطالعه موردی شهرستان شمیرانات استان تهران</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4579.html</link>
      <description>حکمرانی در مقاصد گردشگری، به‌ویژه در عصر فناوری های هوشمند و در شرایط پیچیدگی‌های روزافزون اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی، نیازمند تحول در الگوهای حکمرانی سنتی و حرکت به سمت حکمرانی هوشمند است. هدف اصلی این پژوهش، طراحی الگوی مطلوب حکمرانی هوشمند در مقاصد گردشگری در شهرستان شمیرانات  به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مقاصد گردشگری تهران انتخاب شد.روش‌گردآوری داده‌ها در این پژوهش کیفی شامل مصاحبه، مطالعه اسناد و مدارک است. در چند دهه اخیر منابع علمی، کتب و مقالات تخصصی راجع به گردشگری نوشته شده است تعداد 19 سئوال استخراج شده است سپس برای پاسخگویی به سئوالات مکتوب، به روش مصاحبه نیمه ساختاریافته از متخصصین حوزه گردشگری که دارای تجارب علمی، تحقیقاتی و از کارشناسان صاحب نظر در عرصه گردشگری و به صورت ویژه گردشگری هوشمند می باشند، استفاده نموده است. به سئوالات مستخرج، یک گروه کانونی 15 نفری از خبرگان گردشگری، مسئولین گردشگری، میراث فرهنگی شمیرانات را تشکیل داده شده است،پاسخ دادند. الگوی نهایی استخراج شده شامل سه بخش اصلی است: الف) وضعیت موجود، ب) راهبرد گذار، ج) الگوی مطلوب. مدل ارائه‌شده در این پژوهش، گامی مهم در جهت علمی‌سازی حکمرانی هوشمند گردشگری ایران و ارائه راهکارهای عملی برای بهبود مدیریت مقاصد گردشگری کشور محسوب می‌شود.این پژوهش نشان داد که گذار به حکمرانی هوشمند در مقاصد گردشگری، فرآیندی پیچیده و چند بعدی است که نیازمند تغییرات همزمان در ساختارهای نهادی، فرهنگ سازمانی، ظرفیت‌های انسانی و زیرساخت‌های فناورانه می‌باشد. موفقیت در شهرستان شمیرانات، نیاز مند سرمایه‌گذاری مستمر در آموزش و فناوری، و به‌ویژه ایجاد اعتماد و انسجام میان ذینفعان بومی مختلف است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خلق ارزش از گونه‌های بومی در زیست‌بوم‌های نوآوری: حکمرانی دانش‌بنیان در تجاری‌سازی گیاهان دارویی</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4581.html</link>
      <description>زمینه و هدف:تجاری‌سازی گیاهان دارویی مستلزم ادغام دانش بومی، پژوهش علمی و سیاست‌های حمایتی است؛ اما در استان سیستان و بلوچستان این فرایند به دلیل پراکندگی نهادی و ضعف هماهنگی میان دانشگاه‌ها، نهادهای دولتی و بازارهای محلی محدود مانده است. هدف پژوهش، بررسی سازوکارهای حکمرانی دانش‌بنیان و پویایی زیست‌بوم نوآوری در هند، ترکیه و مراکش و ارائه الگویی بومی برای پارک علم و فناوری زاهدان به‌منظور تقویت تجاری‌سازی گیاهان دارویی است.روش‌شناسی: این پژوهش کاربردی و توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی با رویکرد تطبیقی کیفی مبتنی بر مرور اسنادی و کتابخانه‌ای انجام شد. داده‌ها از مقالات علمی، اسناد سیاستی و گزارش‌های بین‌المللی (FAO، UNESCO، WIPO) گردآوری و در شش بعد تحلیل گردید: حکمرانی و نهادها، تنوع زیستی، نوآوری و فناوری، تجاری‌سازی، پایداری منابع و مشارکت ذی‌نفعان. روش تطبیقی هم‌گرا&amp;amp;ndash;واگرا برای شناسایی شباهت‌ها، تفاوت‌ها و استخراج عناصر قابل‌انتقال به زیست‌بوم نوآوری زاهدان به کار رفت.یافته‌ها: نتایج نشان داد هر سه کشور دارای نهادهای هماهنگ‌کننده میان پژوهش، سیاست و بازار هستند، اما در انسجام نهادی و اجرای سیاست‌ها تفاوت دارند. هند با شورای ملی گیاهان دارویی و نظام چندسطحی ایالتی بیشترین انسجام را دارد؛ ترکیه بر همکاری دانشگاه&amp;amp;ndash;تعاونی و قوانین حمایتی تکیه دارد؛ و مراکش با مدل هیبریدی تلفیق دانش بومی و علمی فعالیت می‌کند، هرچند هماهنگی پراکنده است. در همه کشورها تنوع زیستی و مسیرهای نوآوری قوی است اما بلوغ تجاری‌سازی متفاوت می‌باشد. انسجام نهادی، پیوند پژوهش&amp;amp;ndash;بازار و نظام مالکیت فکری از عوامل کلیدی موفقیت در تجاری‌سازی دانش بومی هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی چالش‌های تنظیم روابط کاردر ایران</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4593.html</link>
      <description>قانون کار در نظام‌های حقوقی معاصر دیگر صرفاً مجموعه‌ای از قواعد ناظر بر روابط خصوصی میان کارگر و کارفرما نیست، بلکه به‌عنوان یکی از ابزارهای اساسی دولت برای تنظیم بازار کار، صیانت از منافع عمومی و تحقق عدالت اجتماعی نقش‌آفرینی می‌کند. از این منظر، قانون کار در قلمرو حقوق عمومی قابل تحلیل است و نقش دولت در آن فراتر از مداخله حمایتی، به تنظیم‌گری ساختاری و نهادی روابط کار گسترش یافته است. با این حال، شیوه و حدود این مداخله در نظام‌های حقوقی مختلف، تابع سنت‌های حقوقی، ساختارهای حکمرانی و شرایط اقتصادی–اجتماعی هر کشور است.

مقاله حاضر با هدف تبیین چالش‌های حقوق عمومی در تنظیم روابط کار، به مطالعه‌ای تطبیقی میان نظام‌های حقوقی ایران، فرانسه، بریتانیا و ترکیه می‌پردازد. پرسش اصلی پژوهش آن است که ارکان و ابزارهای حقوق عمومی در تنظیم روابط کار در این کشورها چگونه طراحی شده‌اند و این تفاوت‌ها چه تأثیری بر کارآمدی حکمرانی بازار کار و ایجاد توازن میان حمایت اجتماعی و انعطاف‌پذیری اقتصادی دارند. روش تحقیق، توصیفی–تحلیلی با رویکرد تطبیقی است و داده‌ها از طریق بررسی قوانین کار، اسناد رسمی، رویه‌های نهادی و منابع معتبر حقوقی گردآوری شده‌اند.

یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در فرانسه، دولت با اتکا بر سنت حقوقی قاره‌ای، نقش فعالی در تنظیم قواعد حمایتی و نظم عمومی کار ایفا می‌کند؛ در بریتانیا، تنظیم روابط کار بیشتر مبتنی بر انعطاف‌پذیری، نقش نهادهای قضایی و گفت‌وگوی اجتماعی است؛ و در ترکیه، الگویی مختلط و در حال گذار مشاهده می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی مولفه‌های موثر بر اجرای منتورینگ معکوس با استفاده از رویکرد فراترکیب</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4667.html</link>
      <description>در دهه های اخیر، منتورینگ معکوس به عنوان یک الگوی نوین آموزشی در سازمان ها برای انتقال دانش و تجربیات از نسل جوان به نسل سنین بالاتر به شدت مورد توجه قرار گرفته است. منتورینگ معکوس این امکان را فراهم می‌کند که فرد جوانتر به عنوان منتور، تجربیات و دانش خود را با فرد سنین بالاتر به اشتراک بگذارد. هدف از پژوهش حاضر شناسایی مولفه‌های موثر بر اجرای منتورینگ معکوس با استفاده از رویکرد فراترکیب می باشد.
در پژوهش حاضر با استفاده از روش فراترکیب و از طریق الگوی هفت مرحله‌ای سندلوسکی و باروسو، به ترکیب داده‌های به دست آمده از منابع پیشین پرداخته شد. همچنین از واژه‌های &amp;amp;quot;منتورینگ&amp;amp;quot;، &amp;amp;quot;منتورینگ معکوس&amp;amp;quot; جهت جستجو در عنوان، چکیده، کلیدواژه ها و متن اصلی منابع موجود در پایگاه‌های اطلاعاتی استفاده شد. 
بعد از تعیین پروتکل جستجو  و شاخص‌های انتخاب مقالات، در نهایت تعداد 85 مقاله انتخاب شدند. ارزیابی مقالات انتخاب شده منجر به شناسایی 8 مولفه به همراه 26 زیر مولفه یا عنصر گردید. این پژوهش با فراترکیب داده‌ها، الگوی موفق منتورینگ معکوس را در سه بُعد حیاتی تعریف کرد: شایستگی‌های بین‌فردی، توانمندسازی و نوآوری سازمانی، و غلبه بر موانع ساختاری و فرهنگی . نتایج حاصل از این تحلیل نشان می‌دهد که منتورینگ معکوس صرفاً یک ابزار تبادل دانش فنی نیست، بلکه یک استراتژی مدیریتی تحول‌آفرین است که موفقیت آن منوط به برقراری توازن ظریف میان مهارت‌های نرم و اصلاحات فرهنگی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگوی هوش سیاسی مدیران با رویکرد بهره‎وری سازمانی در سازمان‎های دولتی استان اردبیل</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4668.html</link>
      <description>هدف این پژوهش طراحی مدل فرآیند توسعه هوش سیاسی مدیران با تاکید بر بهبود بهره‎وری سازمانی در سازمان‎های دولتی استان اردبیل می‎باشد.
روش‌شناسی: این پژوهش از لحاظ هدف تحقیق از نوع آمیخته (کیفی- کمی)، از لحاظ نوع روش، تحلیل مضمون و پیمایشی است. جامعه آماری بخش کیفی شامل اساتید حوزه مدیریت و کارکنان و مدیران سازمان‎های دولتی استان اردبیل و کارشناسان خبره در حوزه سازمان به تعداد 17 نفر تا اشباع نظری بودند و جامعه آماری بخش کمی پژوهش، مدیران (کلان، میانی، خرد) سازمان‎های دولتی استان اردبیل بودند که حجم نمونه به تعداد 285 نفر به روش تصادفی طبقه‎ای به پرسشنامه 26 سوالی با طیف لیکرت پاسخ دادند. تجزیه‎و‎تحلیل داده‎ها با استفاده از نرم‎افزارهای SPSS و SmartPls با آزمون‎های معادلات ساختاری انجام گرفته است.
یافته‌ها: طبق نتایجی که از تحلیل سوال‎های این پژوهش در بخش تحلیل مضمون بدست آمد، 8 بعد اصلی شامل توانایی‎ها و مهارتهای فردی؛ توانایی درک وضعیت اجتماعی؛ برقراری رهبری اخلاقی؛ برقراری و توسعه مدیریت دانش؛ توسعه منابع انسانی؛ توسعه مشارکت و اعتماد؛ پذیرش تغییرات سازمانی؛ توسعه آموزش و آگاهی سیاسی مورد شناسایی قرار گرفتند.
نتیجه‌گیری: طبق نتایج بخش کمی و رتبه‎بندی بیشترین میزان بعد برقراری رهبری اخلاقی و توانایی درک وضعیت اجتماعی در کمترین رتبه قرار دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر درک عدالت از سوی گیرندگان خدمت بر اعتماد نهادی اعضاء صندوق های قرض الحسنه ( مطالعه موردی: اعضاء صندوق قرض الحسنه شاهد)</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4669.html</link>
      <description>پژوهش حاضر درصدد شناسایی تاثیر درک عدالت از سوی گیرندگان خدمت بر اعتماد نهادی اعضاء صندوق های قرض الحسنه(مطالعه موردی: اعضاء صندوق قرض الحسنه شاهد) است. از این منظر پس از استفاده از رویکرد نظری اعتماد نهادی کلاوس اوفه و نیز درک عدالت سازمانی جان رالز برای توصیف و تبیین نظری، از راهبرد پژوهش کمی و از نوع پیمایش استفاده شد. با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق ساخته، داده ها از روی381 نفر از اعضاء صندوق در 32 منطقه خدمتی که در نیمه نخست سال1403 تسهیلات دریافت نمودند؛ با استفاده از فرمول برآورد حجم نمونه کوکران و شارپ با سطح خطای 0.05 درصد و سطح اطمینان 95 درصد و نیز روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی انتخاب شدند؛ گردآوری و مورد تحلیل قرار گرفت. جهت پایایی سنجی از اعتبار محتوایی کیفی و برای پایایی سنجی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. مقدار آلفای کرونباخ برای متغیرهای مستقل و وابسته به ترتیب برابر با 0.85 و 0.71 بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتبارسنجی الگوی ابعاد و شاخص‌های سایه‌های سازمانی در سازمان‌های دولتی (مورد مطالعه: سازمان‌های دولتی استان اردبیل)</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4671.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی سایه‌های سازمانی در دستگاه‌های اجرایی به روش آمیخته (کیفی-کمی) انجام شد. در فاز کیفی، با به‌کارگیری رویکرد نظریه داده‌بنیاد و استفاده از مصاحبه‌های نیمهساختاریافته با 11 نفر از اساتید دانشگاه و مدیران خبره دستگاه‌های دولتی استان اردبیل که به روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند، داده‌ها جمع‌آوری و تحلیل شد. اعتباربخشی به یافته‌های کیفی با معیارهای چهارگانه گوبا و لینکلن (قابلیت اعتماد، انتقال‌پذیری، اطمینان‌پذیری و تأییدپذیری صورت گرفت. نتیجه این مرحله، استخراج یک مدل پارادایمی شامل 14 مقوله در قالب 6 بُعد اصلی (عوامل علّی، پدیده محوری، شرایط زمینهای، شرایط مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها) بود که پدیده محوری آن «اجتناب از بوروکراسی (مدیریت سایه)» شناسایی شد. در فاز کمی، این مدل با توزیع پرسشنامه محققساخته در بین 217 نفر از مدیران ارشد و میانی دستگاه‌های اجرایی استان اردبیل که به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شده بودند، مورد آزمون قرار گرفت. تحلیل داده‌های کمی با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری در نرمافزار Lisrel نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار است (GFI=0.97). بر این اساس، به سیاستگذاران پیشنهاد می‌شود با تمرکز بر پدیده محوری «اجتناب از بوروکراسی» و ابعاد شناسایی‌شده در مدل، برنامه‌ریزی منسجمی برای مدیریت سایه‌های سازمانی تدوین نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر رهبری فراگیر ادراک شده بر رفتار شهروند سازمانی کارکنان و تحلیل نقش میانجی ارضای نیازهای روانی کارکنان</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4672.html</link>
      <description>زمینه و هدف: شهرداری‌ها به عنوان سازمان های کلیدی در ارائه خدمات عمومی، در شرایطی فعالیت می‌کنند که با افزایش انتظارات شهروندان، پیچیدگی وظایف سازمانی و محدودیت منابع انسانی و مالی، تحقق اهداف سازمانی صرفاً از طریق انجام وظایف رسمی امکانپذیر نبوده و بیش از پیش به بروز رفتارهای شهروندی سازمانی کارکنان وابسته است. تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر رهبری فراگیر ادراک شده بر رفتار شهروندی سازمانی کارکنان با نقش میانجی ارضای نیازهای روانی کارکنان انجام شده است. روش تحقیق: تحقیق به لحاظ روش، کمی- پیمایشی و به لحاظ هدف، کاربردی می‌باشد. جامعه آماری تحقیق شامل کارکنان شهرداری رشت (1144 نفر) و حجم نمونه  با استفاده از فرمول کوکران برابر 288 نفر در نظر گرفته شد که به روش در دسترس نمونه گیری شدند. در تجزیه و تحلیل داده ها از مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (SEM) و نرم افزار Smart PLS استفاده شده است. به منظور بررسی برازش مدل های اندازه گیری این پژوهش از سه معیار پایایی شاخص، روایی همگرا و روایی واگرا استفاده شد. یافته ها: نتایج  نشان داد که رهبری فراگیر ادراک شده بر رفتار شهروندی سازمانی و همچنین بر ارضای نیازهای روانی کارکنان در بین کارکنان شهرداری رشت تاثیر معناداری دارد. بعلاوه مشخص گردید که ارضای نیازهای روانی کارکنان بر رفتار شهروندی سازمانی در بین کارکنان شهرداری تاثیر معناداری دارد. این نتایج همچنین بیانگر این بود که ارضای نیازهای روانی کارکنان در رابطه بین رهبری فراگیر ادراک شده و رفتار شهروندی سازمانی در بین کارکنان شهرداری رشت نقش میانجی جزئی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و اولویت‌بندی ابعاد سیاستگذاری مناطق آزاد تجاری صنعتی ایران با رویکرد آینده‌نگاری (مطالعه موردی منطقه آزاد تجاری صنعتی انزلی)</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4673.html</link>
      <description>زمینه و هدف: مناطق آزاد تجاری-صنعتی به‌عنوان موتورهای محرک توسعه ملی و دروازه‌ای برای جهانی‌سازی عمل می‌کنند. با این حال، سیاست‌گذاری پراکنده، مانع از تحقق پتانسیل این مناطق شده است. هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت‌بندی ابعاد سیاستگذاری در مناطق آزاد ایران با رویکرد آینده‌نگاری است.
روش‌شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی با رویکرد آمیخته اکتشافی است. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل مقالات معتبر در پایگاه‌های علمی در بازه 2010 تا 2025 بود که با روش نمونه‌گیری هدفمند-سلسله‌مراتبی و ابزار غربالگری CASP، ۲۸ مقاله انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده چک‌لیست استخراج و کدگذاری بود. تحلیل داده توسط MAXQDA 24 و تحلیل محتوا انجام شد. در بخش کمی، جامعه آماری شامل اساتید و مدیران و فعالان تجاری مناطق آزاد بود که ۱۷ نفر به روش هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها با پرسشنامه ماتریس اثرات متقابل و نرم‌افزار MICMAC 6.1 تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج کیفی منجر به شناسایی ۶ بُعد اصلی شامل سیاست‌های اقتصادی، مالی و بانکی، حقوقی، زیرساختی، نیروی انسانی و زیست‌محیطی (۱۶ مؤلفه و ۶۳ شاخص) گردید. تحلیل‌های کمی نشان داد که سیاست‌های مالی و بانکی، اقتصادی و زیرساختی به عنوان ابعاد کلیدی و تأثیرگذار (پیشران) نقش دارند، در حالی که سیاست‌های نیروی انسانی، زیست‌محیطی و حقوقی در جایگاه ابعاد وابسته قرار دارند.
نتیجه‌گیری: توسعه پایدار مناطق آزاد ایران نیازمند اتخاذ یک رویکرد سلسله‌مراتبی در سیاستگذاری است؛ بدین معنا که اصلاحات در سیاست‌های مالی و زیرساختی به عنوان زیربنا، باید مقدم بر اقدامات در حوزه‌های انسانی و زیست‌محیطی باشد تا کارایی سیاست‌ها تضمین گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی الگوها و مدل‌های توسعه پایدار گردشگری ورزشی در جهان و درس‌هایی برای ایران</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4676.html</link>
      <description>زمینه و هدف: گردشگری ورزشی به عنوان بخشی از گردشگری است که می‌تواند به دستیابی به توسعه پایدار نیز کمک کند. تاکنون، تحقیقات مختلفی در این زمینه انجام شده‌اند که نیاز است مورد بررسی و تحلیل قرار گیرند. هدف اصلی تحقیق حاضر، بررسی تطبیقی الگوها و مدل‌های توسعه پایدار گردشگری ورزشی در جهان است که پیشنهادها و رهنمودهایی نیز برای ایران مطرح ساخته است.
روش‌شناسی: تحقیق حاضر از نوع کاربردی و روش تحقیق بکار رفته در آن روش تحلیل تطبیقی کیفی است که با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای به گردآوری داده‌ها و اطلاعات پرداخته است. رویکرد اصلی این تحقیق، رویکرد مورد محور است و از نظر شیوه استدلال، از رویکرد قیاسی بهره جسته است.
یافته‌ها: یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که مدل‌های موفق توسعه پایدار گردشگری ورزشی در جهان بر پنج بُعد کلیدی شامل اقتصادی، زیست‌محیطی، اجتماعی-فرهنگی، نهادی و مدیریتی استوار هستند. یافته‌ها نشان می‌دهد که هیچ مدل موفقی صرفاً با تأکید بر یک بعد خاص به توسعه پایدار دست پیدا نکرده است؛ بلکه آنچه کلید موفقیت بوده، ترکیب متوازن و متناسب با شرایط بومی هر کشور تلقی می‌شود.
نتیجه‌گیری: در این مسیر، بهره‌گیری از مدل‌های موفق جهانی نه از راه کپی‌برداری صرف، بلکه از طریق تطبیق هوشمندانه با شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ایران، می‌تواند به میانبری مطمئن برای دستیابی به توسعه پایدار گردشگری ورزشی تبدیل شود. نتایج تحلیل تطبیقی مدل‌های موفق توسعه پایدار گردشگری ورزشی در جهان حاکی از آن است که موفقیت این مدل‌ها برگرفته از نگاهی یکپارچه و همزمان به ابعاد چندگانه پایداری می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تجربی عوامل نهادی موثر بر گستردگی بخش عمومی در کشورهای منتخب</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4691.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی تجربی عوامل تعیین‌کننده اندازه بخش عمومی در ۸۱ کشور منتخب طی دوره ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۵ می‌پردازد. با استفاده از روش داده‌های پانلی و مدل اثرات تصادفی، تأثیر عوامل نهادی شامل متغیرهای اقتصادی (نابرابری درآمدی، رشد اقتصادی، باز بودن اقتصاد)، سیاسی (دموکراسی، بی‌ثباتی سیاسی، ساختار فدرال) و جمعیت‌شناختی (تراکم جمعیت، بی‌ثباتی دینی) بر نسبت مخارج مصرف نهایی دولت به تولید ناخالص داخلی تحلیل شده است. داده‌ها از منابع معتبر بین‌المللی مانند بانک جهانی استخراج شدند. یافته‌ها نشان می‌دهند که نابرابری درآمدی و تراکم جمعیت رابطه منفی با اندازه بخش عمومی دارند، در حالی که رشد اقتصادی، بی‌ثباتی دینی، دموکراسی و بی‌ثباتی سیاسی با افزایش مخارج عمومی همراه هستند. همچنین، ساختارهای فدرال تمایل به کاهش اندازه بخش عمومی دارند. این مطالعه با پر کردن شکاف‌های موجود در تحلیل‌های پیشین، به‌ویژه در زمینه تعاملات بین عوامل مختلف، به سیاست‌گذاران در طراحی سیاست‌های عمومی متناسب با ویژگی‌های هر کشور کمک می‌کند. محدودیت‌های مطالعه شامل استفاده از شاخص مخارج مصرفی به‌عنوان تنها معیار اندازه بخش عمومی و تمرکز بر دوره زمانی خاص است. پیشنهاد می‌شود تحقیقات آینده شاخص‌های چندگانه و اثرات بلندمدت را بررسی کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پدیدارشناسی پدیده جنون احترام در مدیران ؛ اولویت‌بندی عوامل مؤثر و پیامدها</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4725.html</link>
      <description>هدف: جنون احترام به عنوان نیاز افراطی مدیر به دریافت احترام صوری و مبتنی بر ترس از سوی زیردستان تعریف می‌شود که منجر به دستکاری رفتارها و ایجاد فضایی مبتنی بر تمکین و انفعال می‌گردد. این پدیده می‌تواند پیامدهایی چون نادیده‌گرفتن شایستگی‌های کارکنان، تضعیف نوآوری، ایجاد سوگیری در ارزیابی‌ها و درنهایت کاهش عملکرد سازمانی را به دنبال داشته باشد همچنین این پدیده، تأثیرات مخرب و پنهانی بر عملکرد و فرهنگ سازمانی دارد. لذا هدف این پژوهش، فهم عمیق و شناسایی ابعاد مختلف پدیدارشناسانه جنون احترام در مدیران و همچنین اولویت‌بندی عوامل مؤثر و راه‌کارهای مقابله با آن است.
روش پژوهش: پژوهش کنونی از لحاظ هدف، کاربردی است و داده‌ها به روش پیمایشی و اکتشافی گردآوری شده است. همچنین، فلسفه پژوهشی این مقاله، ترکیبی از رویکردهای قیاسی و استقرایی است. جامعه آماری این پژوهش شامل خبرگان، ازجمله 20 نفر از مدیران ارشد و مدیران حوزه منابع انسانی که این پدیده را تجربه کرده‌اند، در دانشگاه علوم پزشکی تهران است که نمونه‌های آن از طریق روش نمونه‌گیری هدف‌مند و بر اساس رویکرد گلوله‌برفی انتخاب شده‌اند. برای گردآوری داده‌ها، در بخش کیفی از مصاحبه و در بخش کمی از پرسش‌نامه استفاده شد. اعتبار و پایایی ابزارهای تحقیق به‌ترتیب از طریق روایی محتوایی و پایایی درون‌شناسه‌گذار برای مصاحبه‌ها و روایی محتوایی و پایایی بازآزمون برای پرسش‌نامه‌ها، بررسی و تحلیل شد. در بخش تحلیل داده‌ها، .
نتایج: نتایج کیفی به شناسایی عوامل مؤثر و پیامدهای ادراک‌شده پدیده جنون احترام در مدیران در سازمان‌های دولتی منجر شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نقش بازاریابی کارآفرینانه در ایجاد مزیت رقابتی در شرکت های دولتی با بررسی نقش میانجی‌گری خلق ارزش پیشنهادی</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4757.html</link>
      <description>در محیط متحول کنونی، شرکت‌های دولتی برای ارتقای کیفیت خدمات، پاسخ‌گویی به ذی‌نفعان و دستیابی به جایگاه رقابتی، نیازمند بهره‌گیری از رویکردهای نوین مدیریتی و بازاریابی هستند. در این میان، بازاریابی کارآفرینانه به‌عنوان رویکردی نوآورانه، فرصت‌محور و ارزش‌آفرین می‌تواند در تقویت مزیت رقابتی نقش ایفا کند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بازاریابی کارآفرینانه بر مزیت رقابتی با تبیین نقش میانجی ارزش پیشنهادی در اداره گاز استان اردبیل انجام شد.این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده‌ها، توصیفی‌ـ‌پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را کارکنان اداره گاز استان اردبیل تشکیل دادند که از میان آنان، ۱۱۰ نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه بود و داده‌ها با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی و نرم‌افزار SmartPLS تحلیل شدند. پایایی و روایی مدل اندازه‌گیری نیز با شاخص‌های آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و میانگین واریانس استخراج‌شده بررسی شد.نتایج نشان داد سازه‌های پژوهش از پایایی و روایی مطلوبی برخوردارند. همچنین، بازاریابی کارآفرینانه بر مزیت رقابتی و ارزش پیشنهادی تأثیر مثبت و معناداری دارد و ارزش پیشنهادی نیز بر مزیت رقابتی اثر مثبت و معناداری می‌گذارد. آزمون اثر غیرمستقیم نشان داد ارزش پیشنهادی در رابطه میان بازاریابی کارآفرینانه و مزیت رقابتی نقش میانجی معنادار و جزئی دارد.بر اساس یافته‌ها، بازاریابی کارآفرینانه هم به‌صورت مستقیم و هم از طریق تقویت ارزش پیشنهادی، موجب ارتقای مزیت رقابتی می‌شود. بنابراین، توجه به نوآوری، فرصت‌گرایی، خلاقیت، مشتری‌محوری و طراحی ارزش پیشنهادی متمایز می‌تواند کیفیت خدمات و جایگاه رقابتی شرکت‌های دولتی را بهبود بخشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیشران ها و بازدارنده های سرمایه اجتماعی در سازمان های دانش بنیان</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4758.html</link>
      <description>هدف: این مقاله بررسی پیشران ها و بازدارنده های سرمایه اجتماعی در سازمان های دانش بنیان را مدنظر دارد از آنجایی که سرمایه اجتماعی، سبب افزایش بهره وری نیروی انسانی در سازمانهاست؛ پس بررسی این موضوع اهمیت بسیاری دارد ولی تا به امروز بررسی خاصی پیرامون این موضوع صورت نگرفته و خلا این بررسی در بین تحقیقات پیشین به چشم می خورد.روش شناسی: روش این پژوهش کیفی اکتشافی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر را مدیران سازمان‌های دانش بنیان تشکیل دادند. حجم نمونه مشتمل بر 20 نفر از مدیران سازمان‌های دانش بنیان بودند، که با رویکرد گلوله برفی انتخاب شدند.جهت گردآوری اطلاعات از روش میدانی و ابزار مصاحبه استفاده گردید؛ داده های بدست آمده به روش تحلیل مضمون مورد ارزیابی قرار گرفتند و در محیط نرم افزاری مکس‌کیودا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: یافته ها در قالب 4 مضمون اصلی (پیکربندی شبکه ها، هم پیوندی اجتماعی، تعاملات و روابط، ارزش ها، هنجارها و قوانین) و 16 عامل فرعی به عنوان پیشران های سرمایه اجتماعی در سازمان های دانش بنیان شناسایی شدند و همچنین یافته های دریافتی از مصاحبه ها در قالب 4 مضمون اصلی (پیکربندی غیرشبکه ای، فاصله اجتماعی، ضعف در تعاملات و روابط، عدم درک درست ارزش ها، هنجارها و وجود قوانین خشک) و در 16 عامل فرعی به عنوان بازدارنده های سرمایه اجتماعی در سازمان های دانش بنیان شناسایی شدند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و اولویت بندی پیشایندها و پسایندهای کسالت شغلی با روش نقشه شناختی فازی</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4759.html</link>
      <description>زمینه و هدف: هدف اصلی این پژوهش، شناسایی دقیق عوامل مؤثر بر کسالت شغلی (پیشایندها) و پیامدهای ناشی از آن (پسایندها) با تمرکز بر کارکنان و مدیران سازمان تأمین اجتماعی است. این تحقیق در نظر دارد تا با استفاده از مدل‌سازی کمی، مهم‌ترین عوامل محرک و پیامدهای کلیدی پدیده کسالت شغلی را برای ارائه راهکارهای مدیریتی اولویت‌بندی نماید.روش‌شناسی: این پژوهش کاربردی، که از نظر جمع‌آوری داده‌ها رویکردی پیمایشی-اکتشافی دارد و مبتنی بر فلسفه قیاسی-استقرایی است، جامعه آماری پژوهش را مدیران و کارکنان سازمان تأمین اجتماعی تشکیل دادند. نمونه‌گیری به روش هدفمند تا دستیابی به اصل اشباع نظری ادامه یافت. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل مصاحبه نیمه‌ساختاریافته (کیفی) و پرسشنامه (کمی) بود. تحلیل داده‌ها در فاز کیفی با روش تحلیل محتوا و در فاز کمی با تکنیک نقشه شناختی فازی (FCM) انجام گرفت.یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در بخش کیفی، انواع پیشایندها و پسایندهای کسالت شغلی شناسایی شدند. این عوامل شامل موارد زیر است: پیشایندهای کسالت شغلی شامل: کمبود منابع شغلی، حجم کار، یکنواخت و تکراری بودن کار، علاقه نداشتن به کار، عدم تعادل کار و زندگی، فقدان هدف، عدم تطابق با ارزش‌ها، اتوماسیون، صلاحیت بیش از حد ادراک شده، و تشریفات زائد اداری. پسایندها کسالت شغلی شامل: عملکرد پایین، سلامت روان، سایبرلوفینگ، غیبت، کاهش بهزیستی، اضطراب، به تعویق انداختن کارها، رفتارکاری غیرمولد، همچنین عوامل محوری در مدل، براساس شاخص مرکزی، شامل &amp;amp;laquo;تشریفات زائد اداری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;صلاحیت بیش از حد ادراک شده&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;رفتار کاری غیرمولد&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سایبرلوفینگ&amp;amp;raquo; هستند که بیشترین درجه مرکزیت یا شاخص مرکزی را دارا هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی اصول پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی در پرتو سیاست های شهری هوشمند: تحلیل سیاست های شهری برای پیشگیری از جرم</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4768.html</link>
      <description>در مواجهه با شتاب فزاینده شهرنشینی، پیچیدگی‌های اجتماعی–فضایی و افزایش تهدیدات جرم شهری، بازتعریف سیاست‌های پیشگیری از جرم در چارچوب شهرهای هوشمند ضرورتی فزاینده یافته است.
هدف: این پژوهش با هدف بازخوانی و تحلیل تطبیقی اصول پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی (CPTED) در پرتو سیاست‌های شهری هوشمند انجام شد تا مسیرهای تحول این رویکرد در کشورهای کانادا، انگلستان و استرالیا شناسایی و آموزه‌های قابل استفاده برای ایران استخراج شود.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی–توسعه‌ای و از حیث روش، توصیفی–تحلیلی با رویکرد کیفی است. داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی شامل مقالات علمی، گزارش‌های سیاستی، برنامه‌های شهر هوشمند و راهنماهای CPTED گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با بهره‌گیری از تحلیل تطبیقی هم‌گرا–واگرا و تحلیل مضمون در سه محور شامل سیاست‌های شهر هوشمند مرتبط با ایمنی شهری، تحول نسل‌های CPTED و سازوکارهای پیوند فناوری‌های هوشمند با طراحی محیطی و پیشگیری از جرم انجام گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که اثربخشی CPTED در شهرهای هوشمند مستلزم رویکردی چندبعدی مبتنی بر تلفیق طراحی محیطی، فناوری‌های هوشمند و مشارکت اجتماعی است. نسل‌های دوم و سوم CPTED با تأکید بر ابعاد اجتماعی، روان‌شناختی و رفاه شهری، نقش مؤثری در ارتقای ایمنی و تاب‌آوری شهری دارند. همچنین، مشارکت فعال جامعه، توجه به تفاوت‌های جنسیتی و جمعیتی و بهره‌گیری از فناوری‌های داده‌محور از عوامل کلیدی ارتقای کیفیت زندگی و پیشگیری از جرم محسوب می‌شوند.
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد همگرایی میان طراحی محیطی، سیاست‌های شهری هوشمند و مشارکت اجتماعی می‌تواند زمینه‌ساز توسعه سیاست‌های داده‌محور و چندسطحی پیشگیری از جرم باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوی ارزیابی اجرای خط‌مشی‌های معاملات(مناقصه ومزایده) مبتنی برمحیط اجرای خط‌مشی‌های معاملات در شرکت‌ملی‌مناطق‌نفتخیزجنوب</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4769.html</link>
      <description>زمینه و هدف: بنابراین هدف این پژوهش طراحی الگویی ساختارمند برای ارزیابی اجرای‌خط‌مشی‌های معاملاتی بر محیط اجرای خط‌مشی‌های معاملات در شرکت ‌ملی‌ مناطق‌ نفت‌خیز جنوب بود. روش‌شناسی: پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از منظر روش آمیخته (کیفی-کمی) می‌باشد. در بخش کیفی با انجام تحلیل محتوای متون و خط‌مشی‌های معاملات (مناقصه و مزایده) 24 شرکت بزرگ نفتی‌ جهان از جمله شرکت ‌ملی ‌نفت ایران شامل آئین‌نامه‌های معاملاتی و دستورالعمل‌های معاملاتی 97 گویه استخراج شد. پس از دو مرحله دلفی با پانل 18 نفره از خبرگان 23 مؤلفه با ضریب توافق کندال 711/0 تأیید شد. یافته‌ها: یافته‌های مدل‌سازی ساختاری&amp;amp;ndash;تفسیری نشان داد مؤلفه‌ها در 8 سطح سلسله‌مراتبی قرار می‌گیرند که در آن، عوامل محیطی و نهادی مانند محیط اجرای خط‌مشی، کیفیت و تسهیل‌گری اجرا و ساختار کمیسیون معاملات در سطوح پایین‌تر به‌عنوان عوامل زیربنایی و اثرگذار قرار دارند. در مقابل، پیامدهای اجرای خط‌مشی در سطوح بالاتر به‌عنوان متغیرهای وابسته ظاهر شدند. همچنین تحلیل میک‌مک نشان داد متغیرها در چهار گروه متغیرهای خودگردان (شامل مؤلفه‌های محیط اجرا، کیفیت و تسهیل‌گری خط‌مشی و اجزای کمیسیون معاملات بوده و دارای اثرگذاری بالا و وابستگی پایین)؛ وابسته (شامل تغییرات ساختاری کمیسیون، آیین‌نامه‌ها و پیامد اجرای خط‌مشی بوده و وابستگی بالا)؛ ارتباطی (متغیری مشاهده نشد)؛ و در نهایت، &amp;amp;laquo;علل اجرای خط‌مشی معاملات&amp;amp;raquo; به‌عنوان متغیر محرک اصلی با قدرت اثرگذاری بالا شناسایی شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی ابعاد اعتماد نسل Z بر پایه رهبری اخلاقی در بیمارستان‌ها: یک مرور نظام‌مند</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4785.html</link>
      <description>زمینه و هدف: این پژوهش باهدف شناسایی ابعاد اعتماد نسل Z بر پایه رهبری اخلاقی در بیمارستان‌ها انجام شده است. توجه به ویژگی‌های متمایز نسل Z و حساسیت آنان نسبت به رفتارهای اخلاقی مدیران، ضرورت بررسی نقش رهبری اخلاقی در شکل‌گیری اعتماد در محیط‌های درمانی را دوچندان می‌کند.
روش‌شناسی: این مطالعه با رویکرد کیفی، کاربردی و استقرایی و بر اساس مرور نظام‌مند ادبیات پژوهش‌های سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۵ انجام شد. مقالات از پایگاه‌های داخلی و بین‌المللی با استفاده از پروتکل فینک استخراج و سپس با چک‌لیست کسپ ارزیابی کیفیت شدند. در نهایت ۲۷ منبع واجد شرایط برای تحلیل نهایی انتخاب گردید.
یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد رهبری اخلاقی و اصیل، شامل مؤلفه‌هایی نظیر صداقت، شفافیت، عدالت، یکپارچگی و توجه به رفاه کارکنان، قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده اعتماد در محیط‌های بیمارستانی است و این اثر در میان نسل Z برجسته‌تر است. این نسل اعتماد خود را بر پایه رفتارهای اخلاقی قابل‌مشاهده، شفافیت اطلاعاتی، حمایت حرفه‌ای، مشارکت واقعی و امنیت روانی شکل می‌دهد و نسبت به سبک‌های آمرانه و ساختارهای سلسله‌مراتبی واکنش منفی دارد. تحلیل پیامدها نشان داد که اعتماد نسل Z موجب افزایش تعامل کاری، سلامت روان، شکوفایی شغلی، تعهد سازمانی، ماندگاری و بهبود کیفیت مراقبت می‌شود و در مقابل، نبود اعتماد با ترک خدمت، فرسودگی و کاهش همکاری تیمی همراه است
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه مشخص کرد، نهادینه‌سازی رهبری اخلاقی و تقویت شفافیت سازمانی پیش‌شرط حفظ و انگیزش نسل Z در بیمارستان‌هاست. تقویت این عناصر می‌تواند اعتماد پایدار ایجاد کرده و پیامدهای مثبت فردی و سازمانی را به دنبال داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارایه مدل توانمندسازی نیروی انسانی در رسانه ملی با رویکرد تحول دیجیتال</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4786.html</link>
      <description>تحول دیجیتال سازمان‌های رسانه‌ای را با الزامات جدیدی در ساختار، فناوری، فرهنگ و سرمایه انسانی مواجه ساخته است. در این میان، توانمندسازی نیروی انسانی یکی از پیش‌نیازهای اساسی موفقیت تحول دیجیتال و  افزایش قابلیت انطباق، نوآوری و اثربخشی سازمانی است. براین اساس پژوهش حاضر درصدد ارائه مدل توانمندسازی نیروی انسانی در رسانه ملی با رویکرد تحول دیجیتال و بنیان فلسفی پراگماتیسم و رویکرد آمیخته است که در ابتدا عوامل مؤثر بر توانمندسازی نیروی انسانی با رویکرد تحول دیجیتال از طریق مصاحبه با خبرگان شناسایی و بر اساس چارچوب نظریه‌های منبع‌محور، قابلیت‌های پویا، سازمان یادگیرنده و ظرفیت جذب ارزیابی شده‌اند. سپس با پیاده‌سازی تکنیک میک‌مک روابط میان عوامل ارزیابی و عوامل راهبردی تعیین و در نهایت هفت تم اصلی شامل عوامل محیطی و اکوسیستم رسانه، رهبری و مدیریت، فرهنگ سازمانی، عوامل ساختاری، عوامل فناورانه و زیرساختی، آموزش و یادگیری سازمانی و عوامل فردی استخراج شدند. نتایج تحلیل میک‌مک نشان داد که مولفه‌های حاکمیت داده و اطلاعات، فرهنگ تغییرپذیری، چابکی ساختار سازمانی، مدیریت اینترنت، آموزش‌های عملیاتی و چابک، مهارت‌های ارتباطی، احساس معنا‌داری و سواد دیجیتال و رسانه‌ای در ناحیه متغیرهای نفوذ یا رابط قرار داشته که دارای تأثیرگذاری بالا و وابستگی اندک هستند. از منظر مدیریت راهبردی، این دسته از عوامل، مهم‌ترین پیشران‌های کلیدی توانمندسازی نیروی انسانی در رسانه ملی در عصرگذار دیجیتال محسوب می‌شوند. این پژوهش با ارائه یک مدل بومی و جامع، ضمن توسعه ادبیات توانمندسازی نیروی انسانی در بستر تحول دیجیتال، چارچوبی کاربردی برای سیاست‌گذاران و مدیران رسانه ملی به‌منظور برنامه‌ریزی و اجرای اثربخش تحول دیجیتال فراهم می کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی ساختاری- کارکردی الگوهای حکمرانی شرکتی کشورهای منتخب</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4791.html</link>
      <description>با گذار پارادایمی از دولت‌های بوروکراتیک به الگوهای شبکه‌محور و بازارگرا، حاکمیت شرکتی از یک سازوکار درون‌بنگاهی فراتر رفته و به مؤلفه‌ای کلیدی در معماری حکمرانی عمومی تبدیل شده است. هدف پژوهش حاضر، تبیین الگوهای نهادی و ابزارهای خط‌مشی مؤثر در حاکمیت شرکتی از طریق مطالعه تطبیقی پنج کشور منتخب است.
پژوهش از نظر روش، توصیفی-تحلیلی با رویکرد مطالعه تطبیقی است. قلمرو مطالعه شامل کشورهای آلمان، بریتانیا، کره جنوبی، سنگاپور و مالزی می‌باشد که بر اساس معیارهای موفقیت در شاخص‌های جهانی، قرابت ساختاری و دسترسی به داده‌ها انتخاب شده‌اند. داده‌ها با رویکرد چهاروجهی مبانی تاریخی، تکامل مقرراتی، مکانیسم‌های عملیاتی و مدل نهایی گردآوری و واکاوی شده‌اند.
واکاوی‌ها نشان می‌دهد که کشورهای موفق دارای ساختار مالکیت متمرکز دولتی (مانند سنگاپور و مالزی) برخلاف مدل‌های غربی که بر تعارض اولویت‌های مدیر و سهامدار تمرکز دارند، راهبرد خود را بر مدیریت مسئله نمایندگی نوع دوم نهاده‌اند. مدل‌های کارآمد آسیایی با تفکیک نقش دولت مالک از دولت سیاست‌گذار و استقرار نهادهای حرفه‌ای مدیریت دارایی، اهداف توسعه‌ای را با منطق اقتصادی بنگاه همسو کرده‌اند.
سنتز نهایی الگوهای منتخب حاکی از نوعی همگرایی کارکردی در عین تنوع ساختاری است. نتایج نشان می‌دهد که گذار موفقیت‌آمیز در حاکمیت شرکتی، مستلزم تغییر ماهیت مداخله دولت از کنترل سلسله‌مراتبی و دستوری به مباشرت نهادی و نظارت حرفه‌ای است. بر این اساس، مؤلفه‌های مشترک در الگوهای کارآمد شامل: ۱) تجمیع مالکیت شرکت‌های دولتی در قالب هلدینگ‌های تخصصی جهت حرفه‌ای‌سازی نقش سهامدار، ۲) تفکیک نهادی میان لایه‌های نظارت و اجرا در ساختار هیئت‌مدیره و ۳) گذار به نظام‌های تنظیم‌گری منعطف  می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کدگشایی مضمون‌های کلیدی مدیریت منابع انسانی سازگارشونده و پویا در دستگاه‌های دولتی ایران</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4799.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف واکاوی سازوکارهای شکل‌گیری و تقویت مدیریت منابع انسانی سازگارشونده و پویا در نظام اداری ایران انجام شده است تا با شناسایی منطق درونی پویایی، یادگیری و تاب‌آوری منابع انسانی، الگویی بومی برای افزایش ظرفیت سازگاری و تعامل محیطی دستگاه‌های دولتی ارائه دهد. مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه آماری شامل مدیران و سیاست‌گذاران دولتی، اعضای هیئت علمی/پژوهشگران حکمرانی و مشاوران ارشد بوده که با نمونه‌گیری هدفمند و مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۱۶ نفر از آنان، داده‌ها گردآوری شد.  نتایج تحلیل مضمون منجر به استخراج ده مقوله جامع در حوزه مدیریت منابع انسانی دولتی شد؛ از جمله حسگری جامعه‌محور، معناسازی و روایت‌گری دولتی، حکمرانی انعطاف‌پذیر و تنظیم فعال، کنش سیال، تاب‌آوری جمعی و شبکه‌ای، یادگیری دولتی و بازخورد هوشمند، توانمندسازی خدمت‌گزاران عمومی، عدالت زمینه‌ای و اعتماد عمومی، هم‌آفرینی بین‌بخشی و بین‌نسلی،و پشتیبانی فناورانه-فرآیندی بومی. این مضامین نشان داد که پیوند مؤلفه‌های فناورانه، سازمانی، رفتاری، انسانی و شبکه‌ای شرط تحقق مدیریت منابع انسانی پویا و سازگارشونده در بخش دولتی است. نتایج پژوهش نشان می‌دهندکه بهره‌گیری هوشمندانه از فناوری، زمانی ارزش‌آفرین است که با توسعه یادگیری سازمانی، شبکه‌های تعاملی و کنش فعالانه کارکنان همراه گردد. چابکی و جسارت رفتاری، در بستر توانمندسازی و امنیت روانی، محرک اصلی ارتقای کیفیت تصمیم‌سازی و تاب‌آوری سازمانی خواهد بود. این مدل زمانی به موفقیت می‌رسد که شفافیت، عدالت زمینه‌ای و روایت‌گری مشارکتی، فرهنگ سازمانی را از درون متحول سازد و مشارکت واقعی تمامی ذینفعان را تسهیل نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین نقش فرهنگ دیوان‌سالار در ادراک کارکنان از فلات شغلی با میانجیگری کیفیت زندگی کاری در سازمان‌های دولتی- دانشگاهی</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4803.html</link>
      <description>Context and Purpose: The objective of this study is to explain the role of bureaucratic culture in employees’ perception of career plateau, mediated by the quality of work life in public-university organizations.
Methodology: This applied research utilized a quantitative approach, adopting a deductive strategy and a descriptive-correlational design. The sample size consisted of 331 employees from public-university organizations in Ahvaz city, who were evaluated using a simple random sampling method. Data were collected using a questionnaire and analyzed using AMOS and SPSS software.
Findings: Job plateau among the studied employees was high. Bureaucratic culture was moderate, while quality of work life was below the theoretical mean. The results showed that bureaucratic culture had a positive direct effect on job plateau (0.25), whereas quality of work life had a negative direct effect (-0.32). Bureaucratic culture also had an indirect negative effect on job plateau through quality of work life (-0.22), with a total effect of 0.03, indicating inconsistent partial mediation.
Conclusion: Bureaucratic culture plays a dual role in explaining employees’ job plateau: it directly increases job plateau, while indirectly reducing part of this effect through quality of work life. Thus, quality of work life functions as an inconsistent partial mediator, and addressing both bureaucratic structures and employees’ quality of work life may help reduce job plateau.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر ظرفیت جذب، خلاقیت سازمانی، چابکی سازمانی و تاب‌آوری سازمانی بر عملکرد سازمانی با نقش میانجی تحول دیجیتال (مورد مطالعه: کارکنان پالایشگاه پارسیان)</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4804.html</link>
      <description>ظرفیت جذب، خلاقیت، چابکی و تاب‌آوری از مهمترین ارکان سازمان برای مواجهه با ناپایداری‌های محیطی هستند. در این بین، تحول دیجیتال به‌عنوان یک توانمندساز استراتژیک، نقشی مهم و انکارناپذیر در تبدیل ظرفیت‌ها به عملکرد ملموس در سطح سازمانی دارد. لذا این پژوهش با هدف بررسی تأثیر ظرفیت جذب، خلاقیت سازمانی، چابکی سازمانی و تاب‌آوری سازمانی بر عملکرد سازمانی، با در نظر گرفتن نقش میانجیگر تحول دیجیتال انجام گرفت. روش تحقیق از منظر هدف کاربردی و از منظر ماهیت گردآوری داده‌ها توصیفی- پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری شامل کارکنان پالایشگاه پارسیان به تعداد تقریبی 1000 نفر بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی در دسترس و فرمول کوکران تعداد 278 نفر به عنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند.  تجزیه و تحلیل داده‌های توصیفی با استفاده از نرم افزار SPSS  و تحلیل داده‌های استنباطی از طریق تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری و نرم افزار PLS صورت گرفت. نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد که ظرفیت جذب، خلاقیت سازمانی و تاب آوری سازمانی به صورت مستقیم و از طریق نقش میانجی تحول دیجیتال به صورت مثبت و معناداری بر عملکرد سازمانی تأثیر دارد. در حالیکه تأثیر چابکی سازمانی به صورت مستقیم و از طریق نقش میانجی تحول دیجیتال بر عملکرد سازمانی پالایشگاه پارسیان تأیید نشد. براساس نتایج تحقیق ظرفیت جذب، خلاقیت سازمانی و تاب‌آوری سازمانی چه به‌طور مستقیم و چه از طریق تحول دیجیتال، عملکرد پالایشگاه پارسیان را بهبود می‌بخشند؛ درحالیکه چابکی سازمانی تأثیر چندانی ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل‌سازی ساختاری تفسیری استراتژی‌های سازمان‌های مردم‌نهاد در رسیدگی به مسائل اجتماعی: مطالعه موردی استان اردبیل</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4818.html</link>
      <description>سازمان‌های مردم‌نهاد به‌عنوان بازیگران کلیدی در توسعه پایدار، نقش محوری در رسیدگی به مسائل اجتماعی ایفا می‌کنند. این پژوهش با هدف شناسایی و مدل‌سازی استراتژی‌های سازمان‌های مردم‌نهاد در مواجهه با چالش‌های اجتماعی استان اردبیل انجام شده است. روش تحقیق اکتشافی بوده که از مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM) و تحلیل MICMAC استفاده شد. نمونه شامل 20 خبره شامل مدیران سازمان‌های مردم‌نهاد، اساتید دانشگاهی و مسئولان دولتی بود که به روش هدفمند انتخاب شدند. بر اساس مرور ادبیات، 12 استراتژی کلیدی شناسایی و در سه سطح سلسله‌مراتبی طبقه‌بندی شدند. نتایج نشان داد استراتژی‌های مشارکتی و مطالبه‌گری در سطح سوم (محرک)، شش استراتژی نظارتی، رهبری، تجویزی، تحلیلی، تسهیل‌گری و میانجی‌گری در سطح دوم (پیوندی)، و استراتژی‌های حمایتی، راهنمایی، ظرفیت‌سازی و شبکه‌سازی در سطح اول (وابسته) قرار دارند. تحلیل MICMAC تأیید کرد که استراتژی‌های مشارکتی و مطالبه‌گری بیشترین قدرت محرکه را دارند. یافته‌ها چارچوبی کاربردی برای اولویت‌بندی سرمایه‌گذاری‌های استراتژیک سازمان‌های مردم‌نهاد و سیاست‌گذاران ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی اجرای خط‌مشی‌های فقرزدایی بر پایه شواهد بین‌المللی: یک مطالعه فراترکیب</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4844.html</link>
      <description>زمینه و هدف: با وجود تکثر برنامه‌های فقرزدایی در ایران، تداوم چالش‌های رفاهی نشان‌دهنده شکاف میان &amp;amp;laquo;طراحی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اجرای&amp;amp;raquo; این خط‌مشی‌هاست. از آنجا که اجرای خط‌مشی‌های اجتماعی به یکی از پیچیده‌ترین مراحل در نظام حکمرانی تبدیل شده است، این پژوهش با هدف استخراج درس‌های جهانی و ارائه الگویی بومی، به واکاوی اجرای خط‌مشی‌های فقرزدایی بر پایه شواهد بین‌المللی پرداخته است.روش‌شناسی: این مطالعه از نوع فراترکیب است که با بهره‌گیری از روش‌شناسی سندلوفسکی و باروسو انجام شد. از طریق جست‌وجوی نظام‌مند در پایگاه‌های علمی بین‌المللی، تعداد ۳۹ مطالعه که به تبیین سازوکارهای اجرای خط‌مشی پرداخته بودند، انتخاب و با استفاده از روش تحلیل مضمون در نرم‌افزار تحلیل داده‌هاMAXQDA کدگذاری و تحلیل شدند.یافته‌ها: تحلیل شواهد جهانی منجر به شناسایی ۵۴ مضمون پایه، ۱۶ مضمون سازمان‌دهنده و ۵ مضمون فراگیر شدکه عبارتنداز: &amp;amp;laquo;راهبردهای اجرایی هدفمند&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ظرفیت نهادی و حکمرانی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;توانمندسازی و مشارکت ذی‌نفعان&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ارزیابی، یادگیری و بازخورد سیاستی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نوآوری، عدالت و پایداری&amp;amp;raquo;. یافته‌ها نشان می‌دهدکه موفقیت در اجرای خط‌مشی‌های فقرزدایی، در گرو گذار از رویکردهای حمایتی صرف به سمت حکمرانی شبکه‌ای و پویایی است که تعامل میان ابعاد یادشده را تضمین می‌کند.نتیجه‌گیری: نتایج این فراترکیب نشان می‌دهدکه فقرزدایی بیش از آنکه یک چالش اقتصادی باشد، یک &amp;amp;laquo;چالش حکمرانی&amp;amp;raquo; است. چارچوب مفهومی ارائه‌شده در این پژوهش، مبنایی برای بازخوانی نظام اجرایی ایران فراهم می‌آورد تا با بهره‌گیری از درس‌گیری از تجربیات جهانی، ظرفیت‌های نهادی برای فقرزدایی پایدار نوسازی شود. این مدل می‌تواند به‌عنوان ابزاری تحلیلی برای طراحی، اجرا و ارزیابی مداخلات سیاستی در حوزه رفاه اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین الگوی دوسوتوانی سازمانی مبتنی بر سرمایه فکری مدیران میانی در دستگاه‌های دولتی: یک مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل مضمون</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4853.html</link>
      <description>زمینه و هدف: دوسوتوانی سازمانی به معنای مدیریت هم‌زمان فعالیت‌های اکتشافی و بهره‌بردارانه، از چالش‌های کلیدی سازمان‌های دولتی ایران است. فشارهای ساختاری و فرهنگ ریسک‌گریز، این سازمان‌ها را به بهره‌برداری صرف سوق داده و نقش مدیران میانی به عنوان حلقه‌ی اتصال راهبرد و اجرا نادیده گرفته شده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین الگوی دوسوتوانی سازمانی مبتنی بر سرمایه‌ی فکری مدیران میانی در دستگاه‌های اجرایی استان اردبیل انجام شد.

روش‌شناسی: این پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل مضمون انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۸ نفر از خبرگان و مدیران میانی دستگاه‌های اجرایی گردآوری گردید. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و سپس نظری تا اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار NVivo 12 در سه مرحله‌ی کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد که به استخراج ۱۰۸ کد اولیه، ۱۱ مضمون سازمان‌دهنده و ۵ مضمون فراگیر انجامید.

یافته‌ها: سرمایه‌ی فکری مدیران میانی از سه بعد انسانی (توانمندی‌های ادراکی و رفتاری)، ساختاری (زیرساخت‌های فرآیندی و نظامات مدیریتی) و رابطه‌ای (شبکه‌های استراتژیک و سرمایه‌ی اجتماعی بومی) تشکیل شده است. عوامل زمینه‌ای شامل موانعی چون تمرکزگرایی اداری، فرهنگ نظارتی ریسک‌گریز و تلاطم‌های مدیریتی و نیز عامل تسهیل‌گر سرمایه‌ی اجتماعی بومی شناسایی شدند.

نتیجه‌گیری: ابعاد سه‌گانه‌ی سرمایه‌ی فکری به‌صورت تعاملی، فشار ساختاری به‌سوی بهره‌برداری محض را تعدیل کرده و زمینه‌ی توازن میان اکتشاف و بهره‌برداری را فراهم می‌سازند. تقویت سرمایه‌ی ساختاری از طریق نهادینه‌سازی فرآیندهای مشارکتی و بازطراحی ساختارهای تصمیم‌گیری، نقش کلیدی در تحقق دوسوتوانی پایدار دارد. همچنین، کاهش موانعی همچون تمرکزگرایی و ریسک‌گریزی با سیاست‌گذاری حمایتی، اثربخشی این الگو را افزایش می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان سنجی ارتقاء نظام نظارتی سازمان بازرسی کل کشور براساس ظرفیت های قانون اساسی در دستگاه های اجرایی</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4856.html</link>
      <description>سازمان بازرسی کل کشور، علی‌رغم جایگاه کلیدی خود در اصل ۱۷۴ قانون اساسی به عنوان نهاد ناظر بر «حسن جریان امور و اجرای صحیح قوانین در دستگاه‌های اداری»، همچنان با چالش‌های ساختاری و کارکردی متعددی مواجه است. پراکندگی نهادهای نظارتی، تداخل صلاحیت‌ها، تفسیر محدود از ظرفیت‌های قانون اساسی و غلبه رویکرد واکنشی به جای رویکرد پیشگیرانه، از جمله موانعی است که تحقق کارآمدی این نهاد را با دشواری مواجه ساخته است بر این اساس، پرسش اصلی پژوهش حاضر آن است که الگوی مطلوب نظارت برای سازمان بازرسی کل کشور بر اساس ظرفیت‌های موجود در قانون اساسی و بدون نیاز به تغییر در آن، چه ویژگی‌هایی دارد و چگونه قابل طراحی است؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد کیفی انجام شده و داده‌ها از طریق مطالعه اسنادی و کتابخانه‌ای گردآوری و با استفاده از تحلیل محتوای کیفی و منطقی-حقوقی بررسی گردیده است  یافته‌ها نشان می‌دهد که قانون اساسی چارچوبی غنی و منعطف برای نظام نظارتی مقتدر فراهم می‌آورد، اما تفسیر محدود و قوانین عادی موجود مانع تحقق این ظرفیت‌ها شده است  از این رو، الگوی پیشنهادی پژوهش بر سه تحول اساسی تأکید دارد: تحول در مبنای نظارت (از کشف تخلف به ارزیابی عملکرد و پیشگیری)، تحول در ساختار (از طریق تقویت استقلال درون‌سیستمی) و تحول در فرآیند (با محوریت نظارت هوشمند مبتنی بر داده و ریسک). نتیجه نهایی آنکه بدون تغییر در قانون اساسی و صرفاً با تفسیر توسعه‌گرا و تقنین هوشمند در سطح قوانین عادی، می‌توان سازمان بازرسی را از وضعیت واکنشی به نهادی پیشگیر و اثرگذار تبدیل کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و اولویت‌بندی شاخص‌های موثر بر موفقیت مدل‌های مدیریت تغییر در سازمان‌های دولتی: رویکردی ترکیبی مبتنی بر فراترکیب، دلفی فازی و Fuzzy SIWEC</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4928.html</link>
      <description>زمینه و هدف: مدیریت تغییر در سازمان‌های دولتی به دلیل پیچیدگی‌های ساختاری، مقاومت کارکنان و محدودیت‌های بوروکراتیک، همواره با چالش‌های جدی روبه‌روست.  هدف این پژوهش شناسایی مولفه‌ها و شاخص‌های کلیدی مؤثر بر موفقیت مدل‌های مدیریت تغییر در سازمان‌های دولتی استان فارس است. 
روش شناسی:  این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و با توجه به شیوه جمع آوری داده‌ها، از نوع تحقیقات اکتشافی می باشد و روش تحقیق به صورت آمیخته است. در بخش کیفی، برای شناسایی مولفه‌ها و شاخص‌ها از روش فراترکیب و برای پالایش یافته‌ها از روش دلفی فازی و در بخش کمی جهت وزن‌دهی و رتبه‌بندی مولفه‌ها و شاخص‌ها، از روش محاسبه وزن ساده فازی استفاده شد.  برای استفاده از روش‌های دلفی فازی و روش محاسبه وزن ساده فازی، تعداد 8 خبره دارای تجربه و شناخت در زمینه مدیریت تغییر از اساتید دانشگاه، مدیران و کارشناسان سازمان‌های دولتی استان فارس به عنوان نمونه انتخاب گردید. 
یافته ها: یافته‌های حاصل از فرا ترکیب مطالعات منتخب منجر به شناسایی 8 مولفه  و 61 شاخص موثر بر موفقیت مدل مدیریت تغییر در سازمان‌های دولتی شد. یافته‌های تحقیق نشان می دهد که &amp;amp;quot;فرآیند مدیریت تغییر&amp;amp;quot; مهمترین مولفه موثر بر موفقیت مدل‌های مدیریت تغییر می باشد و &amp;amp;quot;مدیریت مقاومت در برابر تغییر&amp;amp;quot;  نیز مهمترین شاخص مولفه مذکور است. 
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می‌تواند به مدیران دولتی در انتخاب و بومی‌سازی مدل‌های تغییر کارآمد یاری رساند و مسیر تحقیقات آینده را برای طراحی الگوهای بومی مدیریت تغییر هموار کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی الگوی مدیریت استعداد سبز در سازمان‌های دولتی ایران با میانجی‌گری تحول دیجیتال (مورد مطالعه: سیستم قضایی)»</title>
      <link>https://cpa.uma.ac.ir/article_4932.html</link>
      <description>هدف: تحلیل تطبیقی الگوی مدیریت استعداد سبز در سازمان‌های دولتی ایران با دو مدل بین‌المللی و تبیین نقش میانجی تحول دیجیتال در بهبود پیامدهای پایداری در سیستم قضایی ایران.

روش‌شناسی: پژوهش با رویکرد تطبیقی و طرح اکتشافی متوالی آمیخته انجام شد. در مرحله کیفی، ابعاد الگوی بومی از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۳ خبره و تحلیل محتوای جهت‌دار استخراج گردید. در گام تطبیقی، ابعاد با مدل‌های جهانی با استفاده از شاخص تشابه سورنسن مقایسه شد. در مرحله کمّی، پرسشنامه محقق‌ساخته ۵۴ گویه‌ای میان ۳۸۰ نفر از کارکنان قوه قضائیه توزیع شد و داده‌ها با مدل‌سازی معادلات ساختاری در SmartPLS تحلیل شد.

یافته‌ها: یافته‌های کیفی شش بعد اصلی را شناسایی کرد. یافته‌های تطبیقی نشان داد پنج بعد با مدل‌های جهانی همپوشانی دارند (شاخص سورنسن به ترتیب ۰٫۷۸ و ۰٫۷۲)، در حالی که بعد «تحول دیجیتال و عدالت الکترونیک» به عنوان مؤلفه‌ای بومی ظهور یافت. یافته‌های کمّی برازش خوب مدل را تأیید کرد (CFI=0.93, RMSEA=0.064). تحول دیجیتال به طور جزئی رابطه بین زیرساخت/آموزش سبز و پیامدهای پایداری را میانجی‌گری می‌کند (β=0.48, p&amp;amp;lt;0.001) و اثر مستقیم آن بر پیامدها پس از ورود میانجی کاهش یافت (VAF=0.39). بار عاملی تحول دیجیتال برابر ۰٫۸۵ (بالاترین مقدار) بود.

نتیجه‌گیری: الگوی مدیریت استعداد سبز در ایران به طور متوسط ۷۵ درصد بر اساس شاخص تشابه ساده سورنسن (و ۶۲ درصد بر اساس شاخص وزنی با احتساب بارهای عاملی) با اصول جهانی همخوانی دارد. کاهش ۱۳ درصدی در شاخص وزنی ناشی از وزن بالای بعد بومی «تحول دیجیتال» (بار عاملی ۰.۸۵) است که در مدل‌های جهانی غایب می‌باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
